![]() او می آید و کلمه "انتظار" از واژه نامه ها حذف خواهد شد. لوگو
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
|
۞ ياس سفيد محمدی ۞
ترک بازگرمايشی ترک بازگرمايشی (Reheat Cracking) : ترک بازگرمايشی ميتواند در فولادهای کم آلياژ حاوی عناصر کرم٫ واناديوم و موليبدن و در اثر اعمال عمليات پسگرم (مانند تنش زدايی) و يا بهره برداری در دمای بالا (معمولا ۳۵۰ تا ۵۵۰C) ايجاد گردد.
اين ترک اغلب در نواحی درشت دانه منطقه HAZ زير ناحيه جوش و يا مناطق درشت دانه فلز جوش ايجاد ميگردد. اين ترکها اغلب قابل ديد بوده و در نواحی تمرکز تنش مانند کناره جوش يافت ميشوند. اين ترک ميتواند بصورت ترکهای درشت ماکروسکپی بوده و يا بصورت مجموعه هايی از ميکرو ترکها باشد. ماکرو ترکها بصورت ترک خشن و انشعابی در راستای نواحی درشت دانه ايجاد ميشوند. همچنين اين ترکها همواره به صورت بين دانه ای و در راستای مرزدانه های آستنيتی اوليه ظاهر ميشوند. ماکروترکها در فلز جوش ميتوانند بصورت طولی و يا عرضی نسبت به راستای جوش ايجاد شوند اما ماکروترکهای ناحيه HAZ هميشه موازی راستای جوش ميباشند. ميکروترکها نيز ميتوانند در HAZ و يا فلز جوش ايجاد شوند. ميکروترکها در جوشهای چند پاسه٫ در نواحی درشت دانه ای که با پاسهای بعدی ريزدانه نشده اند٫ ظاهر ميشوند. دلايل ايجاد: هنگامی که فولادهای مستعد تحت عمليات حرارتی قرار ميگيرند٫ استحکام بدنه دانه ها در اثر رسوب کاربيدها افزايش يافته در نتيجه آزادسازی تنشهای پسماند بصورت خزش به ناحيه مرزدانه ها منتقل ميگردد. وجود ناخالصی هايی که به مرزدانه ها انتقال ميابند و باعث تشديد تردی حرارتی ميگردند مانند گوگرد٫ آرسنيک٫ قلع و فسفر٫ استعداد فولاد به ترک بازگرمايشی را افزايش ميدهد. طراحی اتصال نيز ميتواند احتمال ايجاد ترک بازگرمايشی را افزايش دهد. برای مثال اتصالاتی که شامل تمرکز تنش ميباشند مانند جوشهای با نفوذ ناقص٫ بيشتر مستعد ترکهای بازگرمايشی هستند. پروسه جوشکاری نيز در اين امر موثر است. بستر جوشهای بزرگ بدليل ايجاد ناحيه HAZ درشت دانه ای که احتمال ريزدانه شدن آن در پاسهای بعدی کم است٫ نامناسب ميباشند. پيشگيری: - در صورت امکان از فولادهای مستعد ترک بازگرمايشی مانند 5Cr 1Mo, 2.25Cr 1Mo, 0.5Mo B, 0.5Cr 0.5Mn 0.25V و فولادهای پر استحکام حاوی کرم٫ موليبدن و واناديوم٫ استفاده نشود. - استفاده از فولادهايی با مقدار کم عناصر تردکننده مرزدانه٫ مانند آنتيموان٫ آرسنيک٫ قلع و فسفر. فولادهايی با DG و يا PSR کمتر از صفر مستعد ترک بازگرمايشی نيستند: DG= Cr + 3.3 Mo+ 8.1 V - 2 PSR= Cr + Cu + 2 Mo + 10 V + 7 Nb + 5 Ti - 2 - کاهش تمرکز تنش با سنگ زنی گرده جوش - کاهش اندازه دانه آستنيت منطقه HAZ با پروسه جوشکاری مناسب و توليد ناحيه HAZ ريزدانه٫ بعنوان مثال استفاده از تکنين دو لايه و کنترل زاويه الکترود.
|+|
مهندسی و علم مواد مهندسی و علم مواداز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.علم و مهندسی مواد به بررسی انواع ماده ها، ساختار آنها، خواص و کابردشان می پردازد. در علم مواد، ماده ها به طور جامع به سه بخش اصلی تقسیم بندی می شوند که عبارت اند از: فلزات، سرامیک ها و پلیمر ها. این دانش کمابیش در تمامی علوم مهندسی کاربرد دارد. [ویرایش] گرایشهای اصلی
[ویرایش] جستارهای وابسته
|+|
تاثير حرارت ورودی بر خواص جوش
از پارامترهای مهم در جوشکاری٫ مقدار حرارت ورودی ميباشد. چراکه حرارت ورودی بر پيشگرم و دمای بين پاسی و در نتيجه بر ساختار و خواص فلز جوش و ناحيه HAZ تاثير ميگذارد. مقدار حرارت ورودی را نميتوان بصورت مستقيم اندازه گيری کرد و برای تعيين آن معمولا از فرمولهای مشخصی استفاده ميشود مانند فرمول زير برای جوشکاری قوسی:
H=60EI/1000S H : حرارت ورودی (KJ/mm, KJ/in) و E : ولتاژ S : سرعت جوشکاری (mm/min, in/min) و I : آمپر تغيير قابل ملاحظه در حرارت ورودی باعث ايجاد تغييرات در خواص ماده در ناحيه جوش ميگردد. جدول زير چگونگی تغييرات ايجاد شده در خواص مکانيکی را در اثر ازدياد حرارت ورودی نشان ميدهد. اين جدول مربوط به فرآيند قوس دستی و بازای تغيير حرارت ورودی از ۵۰ تا ۱۱۰ KJ/in ميباشد.
به غير از تافنس ٫ ساير خواص رفتار يکنواختی را در اثر تغيير حرارت ورودی از خود نشان ميدهند. اما تافنس در اثر افزايش حرارت ورودی در ابتدا مقداری افزايش يافته و لی سپس به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش ميابد. مقدار تافنس فقط متاثر از حرارت ورودی نميباشد بلکه ابعاد بستر جوش تاثير زيادی بر مقدار تافنس دارد. با افزايش اندازه بستر جوش که ناشی از افزايش حرارت ورودی ميباشد٫ تافنس کاهش ميابد. در جوشکاريهای چند پاسه بدليل ريزدانه شدن و تمپر شدن مقداری از پاس زيرين در اثر اعمال پاس رويی٫ تافنس مقداری بهبود ميابد. هرچه بستر جوشها کوچکتر باشد مقدار بيشتری از لايه جوش ريزدانه شده و تافنس افزايش ميابد.
|+|
انتخاب فرآيند جوشکاری مناسب در بسياری موارد اتصال طراحی شده را ميتوان با چند فرآيند جوشکاری مختلف ايجاد نمود. اما همواره يک فرآيند است که بهترين نتيجه را (در مجموع) ايجاد ميکند. بنابراين يک متخصص جوش بايد بتواند با روشی مقبول٫ يکی از فرآيندهای ممکن را برای اتصال مورد نظر تعيين نمايد. در اين متن شما با روال انتخاب فرآيند جوشکاری مناسب آشنا ميشويد. اين روال شامل ۴ مرحله ميگردد: مرحله اول: بررسی ويژگيهای مورد نياز اتصال در اين مرحله بايد بزرگ يا کوچک بودن اتصال جوش٫ موقعيت و جهت جوشکاري٫ و ضخامت فلز پايه بايد بررسی گردد. در جوشکاری٫ ملزومات هر اتصالی را ميتوان در ۴ ويژگی خلاصه کرد: پرکنندگی سريع(نرخ رسوب بالا)٫ انجماد سريع (در موقعيتهای دشوار جوشکاری)٫ سرعت جوشکاری زياد (سرعت حرکت قوس بالا و بستر جوش بسيار کوچک)٫ و نفوذ (عمق نفوذ جوش در فلز پايه). پرکنندگی سريع هنگامی نياز است که به مقدار زيادی فلز جوش برای پر کردن اتصال احتياج باشد. بستر جوشهای بزرگ را تنها ميتوان با نرخ رسوب بالا٫ در زمان کم ايجاد کرد. در بستر جوشهای کوچک٫ پرکنندگی سريع يک پارامتر فرعی ميباشد. انجماد سريع در جوشکاری موقعيتهای دشوار (بالا سری و عمودی) مد نظر قرار ميگيرد که نياز است حوضچه مذاب جوش خيلی سريع منجمد گردد. سرعت جوشکاری بالا به معنی پيشروی سريع قوس و فلز مذاب و ايجاد يک بستر جوش پيوسته و مناسب بدون انقطاع و بريدگی ميباشد. اين خصوصيت در جوشهای تک پاسه کوچک٫ مانند جوشکاری ورقها٫ مد نظر است. نفوذ با نوع اتصال تغيير ميابد. در بعضی اتصالات نفوذ بايد عميق باشد تا به مقدار کافی از فلز پايه با فلز جوش ترکيب شود و در برخی ديگر بايد نفوذ محدود شود تا از سوختگی و ترک جلوگيری گردد. هر اتصال جوشی را ميتوان بر اساس ۴ پارامتر مذکور دسته بندی کرد. مرحله دوم: تطبيق ويژگيهای مورد نياز اتصال با فرآيندهای جوشکاری. اغلب سازندگان دستگاه های جوش اطلاعات مختلفی را در ارتباط با ويژگيها و توانايی دستگاه های خود ارائه ميدهند که ميتوان از آنها استفاده نمود. در اين مرحله با توجه به خصوصيات هر دستگاه و ويژگيهای هر فرآيند ميتوان يک يا چند فرآيند را به گونه ای انتخاب کرد که خصوصيات تعيين شده برای اتصال را فراهم سازد. در اين حالت بندرت پيش ميايد که تنها يک فرآيند انتخاب شود و معمولا دو يا چند فرآيند خصوصيات مد نظر را تامين ميکنند. مرحله سوم: تهيه چک ليستی برای تعيين توانايی فرآيندهای انتخاب شده در تطبيق با شرايط خاص کاری. پارامترهای ديگری نيز علاوه بر اتصال روی انتخاب فرآيند تاثير ميگذارند. بسياری از آنها مختص شرايط کار و کارگاه جوشکاری شما ميباشند. گاهی اين پارامترها تاثير زيادی بر حذف برخی فرآيندهای انتخاب شده دارند. در اين مرحله بايد تمامی اين پارامترها را بصورت چک ليست درآورده و يکی یکی بررسی نمود.
چک ليست تهيه شده بايد تمامی فاکتورهای موثر بر اقتصاد توليد را در بر داشته باشد. فاکتورهای ديگری که ميتوان اشاره کرد عبارتند از:
با تعيين اين فاکتورها ميتوان فرآيند مناسب را از بين فرآيندهای انتخاب شده تعيين نمود. در صورتيکه تمامی شرايط يکسان باشد٫ معيار انتخای هزينه کلی خواهد بود. مرحله چهارم: بازنگری فرآيند با اطلاعات سازنده دستگاه جوش برای تاييد توانايی آن. در اين مرحله بايد چک ليست تهيه شده و ويژگيهای مورد نياز با نماينده سازنده دستگاه جوش مورد بازنگری قرار گيرد تا از توانايی دستگاه و انتخاب صحيح اطمينان حاصل شود. |+|
مهندسی مکانیک از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.مهندسی مکانیک شاخهای از مهندسی است که با طراحی، ساخت و راهاندازی دستگاهها و ماشینها سروکار دارد. مهندسی مکانیک نقش به سزایی در بالا بردن امنیّت زندگی، بهبود کیفیّت کلّی زندگی، و نیز ایجاد شور و نشاط اقتصادی ایفا میکند. به جرئت میتوان گفت که مهندسی مکانیک، گستردهترین رشتهٔ مهندسی از نظر دامنهٔ فعالیّتها و کاربردها است. مهندسان مکانیک، اصول اساسی نیرو، انرژی، حرکت و گرما را به کار برده و با دانش تخصصی خود، سیستمهای مکانیکی و دستگاهها و فرآیندهای گرمایی را طراحی کرده و میسازند. مهندسان مکانیک، گسترهٔ وسیعی از دستگاهها، فرآوردهها و فرآیندها را تولید میکنند؛ به عنوان نمونه: میتوان گفت تقریباً همهٔ جنبههای زندگی، در ارتباط با مهندسی مکانیک هستند. هر چیزی که حرکت کند یا انرژی مصرف نماید، احتمالاً یک مهندس مکانیک در طراحی یا ساخت آن نقش داشته است.
[ویرایش] مهندسان مکانیک معروفچند تن از مهندسان مکانیک معروف که پیش از این میزیستهاند، عبارتاند از:
[ویرایش] زمینههای فعالیّت در مهندسی مکانیکزمینههای فعالیّت مهندسی مکانیک به طور مفصّلتر عبارتاند از:
[ویرایش] آیندهٔ شغلی مهندسی مکانیکچشمانداز شغلی مهندسان مکانیک، امیدبخش و بااستحکام است. برای مثال، در ایالات متحدهٔ امریکا، رشد شغلها و حرفههای مربوط به مهندسی مکانیک، هر سال حدود ۱۶٪ (۳۵ هزار شغل) است و انتظار میرود این آهنگ رشد تا سال ۲۰۰۶ میلادی حفظ شود. مهندسان مکانیک از روزگاران گذشته تا به امروز، اغلب در بخشهای صنعتی زیر نقش عمدهای ایفا میکنند: [ویرایش] مباحث اساسی در مهندسی مکانیکمبحثها و موضوعهای اساسی مهندسی مکانیک عبارتاند از: ایستاییشناسی (استاتیک)، پویاییشناسی (دینامیک)، مکانیک مادهها (مقاومت مصالح)، ترمودینامیک مهندسی، مکانیک شارهها (مکانیک سیالات)، دینامیک سیّالات، انتقال گرما (انتقال حرارت)، نظریهٔ کنترل، سیستمهای کنترلی شامل هیدرولیک و نیوماتیک، ارتعاشات، مکاترونیک. [ویرایش] مهمترین نرم افزارهای مورد استفاده در مهندسی مکانیکpro-engineer Ansys Catia Fluent Matlab Working Model Nastran Abaqus Solidworks PDMS Autocad inventor Mechanical Desktop Microstation AutoPlant Maple CadPipe AutoPipe building systems Cosmus Ceasar II |+|
جوشکاری قبل از گالوانيزه گرم بسياری اوقات با توجه به محدوديتهای اجرايی لازم است تا بسياری سازه ها و تجهيزات را قبل از گالوانيزه کردن جوشکاری کرد. برای دستيابی به يک پوشش گالوانيزه گرم با کيفيت مناسب روی قسمتهای جوشکاری شده بايد دو نگته مهم را قبل از اجرای گالوانيزه در نظر داشت: ۱- ترکيب شيميايی فلز جوش: در صورتيکه در ترکيب شيميايی فلز جوش و فلز پايه اختلافی وجود داشته باشد٫ ميتواند باعث افزايش ضخامت پوشش گالوانيزه روی سطح جوش شود. مهمترين تفاوت در ترکيب شيميايی ايندو٫ مقدار سيليکون موجود در فلز جوش است. وجود سيليکون بيش از حد در فلز جوش يا فلز پايه باعث تسريع در تشکيل و رشد لايه های بين فلزی آهن-روی و در نتيجه افزايش ضخامت و حجم پوشش در اين ناحيه ميگردد (شکل زير). بدليل اينکه در بعضی فلزات جوش حدود ۱٪ سيليکون وجود دارد٫ تفاوت بين ضخامت پوشش ناحيه جوش با ساير نقاط قطعه قابل توجه خواهد بود. هنگامی که سازه جوشکاری شده درون وان روی مذاب غوطه ور شده و مدت زمان کافی جهت دستيابی به حداقل ضخامت پوشش مورد نياز٫ نگهدارشته ميشود٫ ضخامت پوشش در نواحی پر سيليکون ميتواند دو تا پنج برابر ضخامت پوشش در نواحی اطراف آن گردد. اين پوشش ضخيم را ميتوان از ظاهر آن تشخيص داد. اين موضوع باعث افزايش احتمال آسيب ديدگی پوشش در نواحی جوش ميگردد.
در فرآيندهای جوشکاری معمول مانند قوس دستی٫ زير پودری و قوس با الکترود مغزه دار٫ الکترودها و فلزات جوشی وجود دارد که مانع از رشد بيش از حد پوشش روی سطح جوش ميگردند. لذا در انتخاب فلز جوش و اطمينان از کم بودن مقدار سيليکون آن در اين موارد بايد دقت شود. ۲- تميزی ناحيه جوش: هنگامی که يک سازه جوشکاری شدهگالوانيزه گرم ميگردد٫ تميزی ناحيه جوش تاثير قابل توجهی بر کيفيت پوشش در ناحيه جوش دارد. ناحيه جوش بايد قبل از گالوانيزه گرم کاملا از فلاکس و سرباره (گل جوش) پاکسازی شود. چرا که حضور اين مواد از چسبندگی پوشش به سطح جلوگيری ميکنند. فلاکس و سرباره جوش در مواد و اسيدهای شوينده ای که قبل از عمليات گالوانيزه گرم برای تميزکاری قطعات استفاده ميشوند حل نميشود و بايد با روشهای ديگری پاکسازی شوند. اين مواد را ميتوان با برس سيمی٫ تميزکاری با شعله٫ چکش زنی٫ ماشينکاری و يا بلاست حذف نمود. عيوب سطحی جوش نيز ميتواند باعث تخريب کيفيت پوشش شود. حفره های سطحی و انتهايی و ترکهايی که دهانه آنها کمتر از ۵/۲ ميليمتر باشد از نفوذ روی مذاب بدرون خود جلوگيری کرده و باعث ايجاد سطوح گالوانيزه نشده ميگردند. اين موضوع بدليل ويسکوزيته روی مذاب در دمای گالوانيزه گرم اتفاق ميافتد که امکان ورود به شيارهايی با دهانه کمتر از ۵/۲ ميليمتر را ندارد. اين سطوح گالوانيزه نشده در اثر ورود و حبس محلولهای اسيد شويی مورد استفاده قبل از گالوانيزه و يا رطوبت اکسيد شده و اين اکسيد روی سطح پوشش ظاهر شده و ظاهر و کيفيت پوشش را تخريب ميکند. |+|
گاز محافظ در جوشکاری TIG فولادهای زنگ نزن فولادهای زنگ نزن معمولا از گاز خالص آرگون (99.99%) بعنوان گاز محافظ استفاده میشود. در کاربردهای خاص که ناخالصیها باید در حد بسیار کم باشند ممکن است از گاز آرگون خالصتر (99.995%) استفاده شود. افزودن هلیوم (تا ۳۰٪) یا هیدروژن (تا ۲٪) باعث افزایش انرژی قوس ٫ ازدیاد نفوذ جوش و تولید گرده جوشی با سطح صافتر میگردد. با اینکار میتوان سرعت جوشکاری را تا ۵۰٪ افزایش داد. در جوشکاری فولادهای زنگ نزن نیتروژن دار مانند S32205 یا S31254 افزودن ۲٪ نیتروژن به گاز محافظ دارای مزایایی میباشد. این ترکیب گازی در مقایسه با آرگون خالص باعث بهبود مقاومت خوردگی (شکل ۱) میشود. افزودن مقدار نیتروژن بیش از ۲٪ مقاومت حفره ای شده را افزایش میدهد اما باعث افزایش سایش الکترود تنگستن نیز میشود. لذا افزایش بیش از ۲٪ نیتروژن در اغلب موارد توصیه نمیگردد.
شکل ۱- دمای بحرانی حفره ای شده در فولاد S32205 جوشکاری شده بروش TIG جدول زیر لیست گازهای محافظ معمول در جوشکاری TIG فولادهای زنگ نزن متداول را نشان میدهد.
چند نکته کاربردی:
منبع: AVESTA Welding Manual |+|
انتخاب الکترود برای کاربردهای تنش زدايی شده اغلب فلزات پر كننده در شرايط جوشكاري شده (as-welded) دسته بندی شده اند. بدین معنی که پس از جوشکاری و قبل از اجرای آزمایشات مکانیکی٫ عملیات حرارتی خاصی روی آنها صورت نگرفته است. بنابراین خواص مکانیکی اعلام شده برای آنها در شرایط پسگرم نشده میباشد. اما سری دیگری از الکترودها وجود دارند که بصورت تنش زدایی شده دسته بندی شده اند. انتخاب الکترود باید بر اساس شرایط واقعی کاربرد قطعه جوشکاری شده صورت گیرد. جدول زیر گروه های فلزات پرکننده ای را که در استاندارد AWS میتوانند تحت شرایط تنش زدایی شده دسته بندی شوند٫ نشان میدهد. در صورتیکه نام فلز پرکننده دارای یکی از پسوندهای مندرج در جدول ۲ باشد٫ بدین معنیست که در شرایط تنش زدایی شده دسته بندی شده است.
در نامگذاری مواد جوشکاری زیرپودری حرف سوم نام محصول نشاندهنده شرایط جوشکاری شده یا تنش زدایی شده میباشد. حرف "A" بیانگر شرایط جوشکاری شده و حرف "P" نشانگر شرایط تنش زدایی شده میباشد. بعنوان مثال ترکیب فلاکس/سیم جوش F7A4-EG-Ni1 در شرایط جوشکاری شده و F7P4-EG-Ni1 در شرایط تنش زدایی شده میباشد. در برخی حالات یک محصول میتواند در هر دو حالت دسته بندی شود (مانند مثال فوق). پس از توضیحات فوق به بررسی مشکلاتی که ممکن است در اثر عدم توجه به این شرایط ایجاد شود میپردازیم. کلا ۳ حالت در اثر انتخاب اشتباه میتواند ایجاد شود: - الکترود دسته بندی شده در شرایط تنش زدایی شده در جوشی استفاده شود که تنش زدایی نمیشود. - الکترود دسته بندی شده در شرایط جوشکاری شده تحت عملیات تنش زدایی قرار گیرد. - زمان یا دمای عملیات پسگرم اعمال شده با شرایط مندرج در مشخصات فنی الکترود متفاوت باشد. البته در صورتیکه هر یک از این حالات پیش آید بدین معنی نیست که جوش ایجاد شده قطعا نامناسب خواهد بود٫ بلکه باید شرایط و تاثیرات کلیه پارامترها بررسی گردد. تنش زدایی معمولا استحکام جوش را ۱۰-۱۵٪ کاهش میدهد٫ بنابراین اگر یک الکترود دسته بندی شده در شرایط جوشکاری شده٫ تنش زدایی شود٫ استحکام کششی آن از حداقل استحکام مشخص شده در دسته بندی خود کمتر خواهد بود. این حالت میتواند باعث ایجاد یک جوش با استحکام کمتر از حد مورد نظر شود. از طرف دیگر اگر جوشی که با الکترود دسته بندی شده در شرایط تنش زدایی شده ایجاد شده٫ تحت عملیات تنش زدایی قرار نگیرد٫ احتمال بالاتر بودن استحکام جوش از میزان مشخص شده در مشخصات موجود در دسته بندی خود وجود دارد. این شرایط اغلب نامطلوب نمیباشد هرچند که استحکام بالاتر جوش اغلب باعث ایجاد تنشهای پسماند بیشتر٫ داکتیلیتی کمتر و حساسیت به ترک بیشتر میشود. بعنوان مثال در استاندارد AWS در صورتیکه استحکام جوش بیشتر از حد مشخص شده باشد باید WPS مجددا مورد تست قرار گیرد. در اغلب شرایط مقدار تافنس (notch thoughness) با تنش زدایی افزایش میابد. درصورتیکه یک جوش دسته بندی شده در شرایط جوشکاری شده٫ تنش زدایی شود٫ مقدار تافنس آن افزایش میابد. اگر جوش در دسته بندی تنش زدایی شده قرار داشته باشد و مقدار انرژی ضربه آن مقداری جزئی از حداقل مورد نیاز بیشتر باشد٫ درصورت عدم اجرای عملیات تنش زدایی میتواند با کاهش تافنس از حداقل مورد نیاز٫ باعث مردود شدن جوش از نظر خواص مکانیکی گردد. همچنین در صورت بالا بودن دمای تنش زدایی٫ مقدار تافنس میتواند کاهش یابد لذا هنگام اجرای عملیات تنش زدایی باید دقت کافی در کنترل دما و زمان صورت گیرد. نتیجه گیری: در صورتیکه تنش زدایی پس از جوشکاری نیاز باشد بهتر است از الکترودی که در شرایط تنش زدایی شده دسته بندی شده است استفاده شود. همچنین تاثیرات عملیات تنش زدایی را بر جوش٫ HAZ و فلز پایه باید مد نظر قرار داد. در نهایت درصورتیکه زمان یا دمای عملیات تنش زدایی نسبت به شرایط حالت استاندارد مربوط به دسته بندی الکترود متفاوت باشد٫ باید تاثیرات احتمالی این تفاوت را بررسی نمود. منبع: Welding Innovation Vol. XVIII, No. 2, 2001 |+|
دستورالعمل جوشكاري ترميمي چدن چكش خوار برداشتن عيوب :
عيوب را مي توان توسط ماشين كاري و سنگ زني حذف كرد . هر چند ممكن است از قوس كربن در چدن چكش خوار استفاده كرد ولي بدليل شوك حرارتي و ايجاد ساختار مارتنزيت / كاربيد بر سطح شيار ، توصيه نمي گردد .
تميز و سالم بودن سطح شيار جوش بسيار مهم است .در نواحي حساس بايد از آزمون PT يا MT جهت حصول اطمينان از رفع كامل عيب استفاده نمود .
پيش گرم :
دماي پيش گرم C° 290 مي باشد . پيش گرمايي بايد در كوره با دماي كنترل شده انجام شود . براي پيش گرم كردن بايد ابتدا قطعه را در دماي C° 40 براي مدت زمان 25 دقيقه بازاي هر سانتيمتر ضخامت و ماكزيمم 6 ساعت نگهداري كرد . سپس دما را با سرعت 40 /hr C° تا دماي C° 290 افزايش داد و براي مدت 25 دقيقه بازاي هر سانتيمتر ضخامت و ماكزيمم 6 ساعت نگهداري كرد .
در صورت استفاده از گرم كردن موضعي هنگاميكه امكان استفاده از كوره وجود ندارد موارد زير رعايت شود :
الف) ناحيه پيش گرم شده بايد حداقل 60 cm از لبه جوش را در بر گيرد . قطعات با ضخامت بيشتر از 15 cm بايد حداقل 90 cm از لبه جوش پيش گرم شوند .
ب)حرارت دهي بايد بصورت آهسته و يكنواخت انجام گردد . از اختلاف دمايي بيشتر از C° 40 بايد اجتناب كرد .
ج) دما بايد در خلال مقطع پيش گرم شده يكنواخت باشد و زمان نگهداري 25 دقيقه بازاي هر سانتيمتر ضخامت قطعه بايد رعايت شود .
دماي بين پاسي :
حداكثر دماي بين پاسي C° 370 مي باشد . در هيچ حالتي نبايد از اين دما تجاوز شود .
پارامترهاي جوشكاري :
در اين حالت فرآيند جوشكاري SMAW براي تمام جوشكاريها استفاده مي شود .
الف) جريان جوشكاري
براي الكترودهاي پيشنهادي جريان مستقيم معكوس (DCRP) توصيه مي شود . تنظيم ولتاژ و آمپر بايد بر اساس پيشنهاد سازنده الكترود انجام گيرد .
ب) الكترود
دو نوع الكترود پيشنهاد مي شود . نوع اول جوشي قابل ماشينكاري و سختي كمتر در ناحيه HAZ ايجاد مي كند و دومي جوشي با استحكام بيشتر ولي با ماشينكاري مشكل توليد مي كند . در حالتي كه از الكترود دوم استفاده مي شود دقت بيشتري نيز نياز است تا از ترك در ناحيه ذوب جلوگيري شود .
اول: AWS ENiFe- C1 .اين الكترود داراي 55% نيكل و استحكامي حدود 345 Mpa مي باشد . اين الكترود به آمپر و حرارت ورودي كمتر نياز دارد . اين الكترود در دمايي كمتر از دماي ذوب الكترودهاي فولاد كربني ذوب مي شود در نتيجه مارتنزيت /كاربيد كمتري در HAZ ايجاد مي كند .
دوم: E -7016) AWS E-7018 -7018 يا (E -7015 . اين الكترود از جنس فولاد كربني بوده و داراي استحكام كششي بيشتر حدود 485 Mpa مي باشد . اين الكترودها به آمپر و حرارت ورودي بيشتر نياز دارد و احتمال ترك خوردن آنها نيز بيشتر است . تمامي الكترودهاي كم هيدروژن بايد پس از باز شدن جعبه در مكاني گرم و خشك نگهداري شوند .
تكنيك :
تكنيك خاصي مورد نياز نيست . بستر جوش بايد بصورت stringer باشد .
سربار بايد بين هر دو پاس كاملا" برداشته شود .
پس گرمايي :
تمامي چدنهاي چكش خوار بايد تحت عمليات گرمايي قرار گيرند . بستگي به نوع ماده ممكن است به تنش زدايي يا نرمالايز و تمپر كردن نياز باشد . عمليات پيشنهادي به شرح زير مي باشد .
الف) تنش زدايي : قرار دادن درون كوره در دماي C° 95 و نگهداري به مدت 25 دقيقه بازاي هر سانتيمتر ضخامت و حداكثر شش ساعت . گرم كردن آهسته با سرعت 40 /hr C° تا دماي 600 ونگهداري به مدت 25 دقيقه بازاي هر سانتيمتر ضخامت و حداكثر شش ساعت . سرد كردن در هواي ساكن .
ب)نرمالايز و تمپر كردن : قرار دادن كوره با دماي C°95 و نگهداري براي مدت 25 دقيقه بازاي هر سانتيمتر ضخامت و حداكثر شش ساعت . گرم كردن آهسته با سرعت 40 /hr C° تا C° 540 و با سرعت 95 /hr C° تا دماي C° 900 و نگهداري به مدت 25دقيقه به ازاي هر سانتيمتر ضخامت با سقف شش ساعت . سرد كردن در هواي ساكن.
هنگامي كه دماي قطعه زير C° 320 رسيد مي توان آنرا در كوره تمپر كننده قرار داد و به مدت 25 دقيقه بازاي هر سانتيمتر ضخامت با سقف شش ساعت در دماي C° 320 و گرم كردن آهسته با سرعت 95 /hr C° تا C° 650. نگهداري در اين دما بمدت 25دقيقه بازاي هر سانتيمتر ضخامت و حداكثر شش ساعت و در نهايت سرد كردن در هواي ساكن .
توصيه ها :
جوشكاري چدن چكش خوار دو مشكل ايجاد مي كند :
الف) قسمتي از فلز پايه كه در ناحيه جوش ذوب مي شود بصورت چدن چكش خوار منجمد نمي شود . گرافيت ها بصورت كرمي شكل يا نيمه كروي رسوب مي كنند . در نتيجه چكش خواري و مقاومت ضربه تا 50% كاهش مي يابد و مقداري كاربيد بصورت پريتي ايجاد مي شود .
ب) در ناحيه HAZ فاز مارتنزيت بصورت پرليتي ايجاد مي شود كه بايد با تمپر كردن چكش خواري را بازيافت كرد . چدن چكش خوار در زمينه تنشهاي جوشكاري و ترك خوردن هنگام جوشكاري يا در خلال سرد شدن بسيار مستعد مي باشد .
با توجه به موارد فوق چدن چكش خوار نبايد هيچگاه در نواحي پر تنش جوشكاري شود . همچنين در صورتيكه جوش بيشتر از 20% ضخامت قطعه را شامل شود نبايد جوشكاري انجام شود .
|+|
جوشکاری قوسی آلومينيوم به فولاد جوشکاری ذوبی آلومینیوم به فولاد یکی از فرآیندهای پیچیده و دشوار در مبحث جوشکاری میباشد. از جمله مشکلات این عملیات میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: - اختلاف فاحش دمای ذوب آلومینیوم و فولاد٫ ایجاد حوضچه جوش مناسب را مشکل میسازد. - با توجه به حرارت ورودی بالا در جوشکاری ذوبی٫ تفاوت قابل ملاحظه ضریب انبساط و هدایت حرارتی آلومینیوم و فولاد باعث ایجاد تنشهای بالا و بسیار پیچیده در ناحیه اتصال میگردد. - با توجه به اختلاف ساختار ایندو فلز (فولاد با ساختار BCC و آلومینیوم با ساختار FCC ) در اثر انحلال آنها در یکدیگر٫ فازهای بین فلزی تردی با سختی بالا (گاها تا بیش از 1000HV) تشکیل میگردد که باعث ایجاد ترک در جوش میشود (جدول زیر).
- قابلیت ترکنندگی آلومینیوم روی سطح فولاد کم بوده و باعث کاهش قابلیت امتزاج ایندو میگردد. با توجه به موارد فوق برای اتصال آلومینیوم به فولاد اغلب استفاده از فرآیندهای غیر ذوبی مانند جوشکاری اصطکاکی٫ انفجاری و یا آلتراسونیک ترجیح داده میشود. اما به هر حال در بسیاری موارد به دلیل محدودیتها و شرایط کاری٫ استفاده از جوشکاری ذوبی اجتناب ناپذیر میگردد. در اینگونه موارد میتوان یکی از روشهای زیر را به منظور جوشکاری آلومینیوم به فولاد استفاده نمود: # استفاده از مغزی زوج فلز (Bimetal): در این روش بین دو سطح اتصال از یک مغزی زوج فلز آلومینیوم-فولاد استفاده شده بطوریکه سطح فولادی مقابل قطعه فولادی و سطح آلومینیومی مقابل قطعه آلومینیومی قرار میگیرد (شکل زیر) در نتیجه هر یک از ایندو فلز به فلز مشابه خود و با فرآیند مناسب مربوط به خود جوشکاری میگردد.
زوج فلزها قطعاتی تشکیل شده از دو قطعه با جنس مختلف هستند که توسط فرآیند جوشکاری انفجاری یا اصطکاکی به هم متصل شده اند. این قطعات بصورت آماده و در ابعاد و اشکال مختلفی وجود دارند. از جمله ورق٫ رینگ٫ پولک و ... (شکل زیر).
# استفاده از پوشش: در این حالت به روشهای مختلف روی سطح قطعه فولادی در ناحیه اتصال را با آلومینیوم پوشش میدهند. این پوشش میتواند به روش آبکاری٫ روکش کاری (Cladding) و یا غوطه وری (Hot Dipping) ایجاد گردد. در این حالت سطح قطعه فولادی تبدیل به آلومینیوم شده و میتوان ایندو را به کمک فرآیند جوش قوس تنگستن (TIG) به یکدیگر جوشکاری کرد. در این حالت باید قوس روی سطح قطعه آلومینیومی متمرکز باشد تا حرارت ورودی ناشی از قوس باعث ذوب سریع و از بین رفتن پوشش آلومینیومی و در تماس قرار گرفتن سطح فولاد با ذوب آلومینیوم نگردد. # استفاده از لایه میانی: در این روش نیز مانند روش قبل سطح قطعه فولادی را در ناحیه اتصال با استفاده از فرآیند جوشکاری یا لحیمکاری پوشش میدهند. معمولا پوششهای ایجاد شده در این روش از جنس آلیاژی و با قابلیت جوشکاری به آلومینیوم مناسب میباشند. مزیت این روش به روش قبل اتصال قویتر و همچنین آزادی عمل بیشتر حین جوشکاری بدلیل ضخیم تر بودن پوشش ایجاد شده میباشد. دو روش اجرایی در این حالت در ادامه آورده شده است: ۱- ایجاد یک لایه میانی بروش لحیمکاری با استفاده از سیم لحیم نقره با درصد بالای نقره روی سطح فولادی و سپس جوشکاری TIG این قطعه به قطعه آلومینیومی با استفاده از سیم جوش آلومینیومی مناسب (آلومینیوم و نقره در یک محدوده معین تشکیل محلول جامد میدهند). ۲- ایجاد یک لایه میانی با استفاده از فرآیند TIG و سیم جوش ER Cu Al-A1 روی سطح قطعه فولادی و سپس جوشکاری آن با استفاده از فرآیند قوس دستی (SMAW) و سیم جوش S-AL Si 12 به قطعه آلومینیومی بصورت DCEP . در این روش پیشگرمی معادل ۲۵۰ تا ۳۰۰ درجه سانتیگراد مورد نیاز است. |+|
خواص آلومینیوم پوشش آلومینیومی دادن Alcladding: آندایزه كردن (آبكاری) Anodizing: پوشش سخت دادن Hard Coating: حفاظت كاتدی Cathodic Protection: وزن مخصوص كم: مقاومت زیاد در مقابل خوردگی: منبع: www.alcoa.com باز يافت آلومينيم ترجمه شده توسط آقای مجید قاسمی از موارد مهمي كه مورد توجه همه كارشناسان قرار دارد وتحقيقات وسيعي در زمينه آن انجام شده است بازيافت مواد مصرف شده ميباشد كه در اين بين آلومينيم از جايگاه ويژه اي برخوردار ميباشد . در حال حاضر بیش از 50 درصد آلومینیوم از باز یافت مواد قراضه تولید می گردد. در بسياري از كشورها جايگاههاي ويژه اي براي جمع آوري ظروف آلومينيمي در نظر گرفته ميشود وسپس به كارخانه هاي ذوب وتصفيه فرستاده ميشود. در اشکال زیر مراحل باز یافت نشان داده شده است.
در تهيه شمش ها آلياژهاي نوردي كارپذير آلومينيم از قالبهاي ساده ، قالبهاي گردان، قالبهاي آبگرد water cooled، انواع روشهاي ريخته گري مداوم و نيمه مداوم و همچنين انواع روشهاي تسمه ريزي مي توان استفاده كرد.
محصولات تولیدی از شمش ها را در زیر مشاهده می کنید:
|+|
شیرهای توپی یا ball valve
شیرهای توپی یا ball valve
|+|
شير اطمينان(SAFETY VALVE) شير اطمينان(SAFETY VALVE)
از تجهيزات ويژه اي كه يك واحد را درمقابل افزايش ناگهاني فشار ايمن مي سازد شيرهاي اطمينان هستند. شيرهاي اطمينان به عنوان وسيله اي مناسب جهت جلوگيري از ازدياد فشار ناگهاني در موتورخانه ها ،كارخانه ها وبطور كلي انواع سايتها هاي صنعتي وبراي انواع سيالات مختلف از قبيل گاز ، بخار، آب ويا هواي فشرده استفاده مي گردند. محدوديت فشار دراينگونه كاربردها معمولا ناشي از فشار قابل تحمل تجهيزات ، لوله هاودستگاهها ويا محصولات توليدي وهمچنين مسائل مرتبط با حفظ ايمني افراد مي باشد كه اصطلاحا به محدوده فشار كاركرد امن(safe operating limits for pressure)ويا SOL/P معروف است. نحوه باز شدن شيرهاي اطمينان ومشخصات كاري انها ارتباط مستقيم با نحوه طراحي قطعات داخلي شير دارد.در اغلب موارد اين طراحي بگونه اي انجام مي گيرد كه پس از شروع بازشدن شير اطمينان در اثر ازدياد فشار ، در اثر خاصيت (POP Action) اين عمل به سرعت تشديد شده تا زماني كه شير كاملا باز گردد شكل زير نشان دهنده عملكرد يك شير اطمينان مي باشد.
شيرهاي اطمينان بوسيله آزاد كردن مقداري ازسيال به واحد(يا به درون لاين)عمليات ايمن سازي را انجام مي دهند. شيرهاي فشار در جاهائيكه حداكثر فشار كاري بوجود مي ايند نصب مي گردند. درسيستمهاي توليدبخار ، شيرهاي اطمينان براي جلوگيري از افزايش فشار بر روي بويلر ها نصب مي گردند . در ارتباط با شيرهاي اطمينان لازم است كه با اصطلاحاتي در اين زمينه بيشتر اشنا شويم: Over Pressure فشاري است كه شير اطمينان در وضعيت كاملا باز قرار مي گيرد وحداكثر ظرفيت تخليه خود را دارا مي باشد.واضح است كه اين فشار بالاتر از فشار نقطه تنظيم (Set Presure) مي باشد ومقدار ان با توجه به كاربردها واستانداردهاي مختلف ، متفاوت مي باشد.استاندارد BS 5500 اين مقدار اختلاف فشار را درمورد سيستمهاي بخار وگاز برابر حداكثر ده درصد فشار تنظيمي شير اطمينان در نظر مي گيرد. شيرهاي اطمينان در فرايندهاي كه ممكن است در اثر ازدياد فشار به محصول ويا تحهيزات خسارتي وارد شود از بروز اين خسارات جلوگيري مي كنند. Blowdown مقدار اختلاف فشار پائين تر از نقطه تنظيم شير اطمينان است كه جهت بسته شدن كامل ومحكم شير اطمينان پس از باز شدن وسپس برگشت سيستم به فشار عادي مورد احتياج مي باشد .اين پارامتر به Reseat Differential نيز معروف است .ميزان Blowdown نيز طبق استاندارد مذكور حداكثر حدود %10 مي باشد. مقادير Over pressure و Blowdown بسته به نوع سيستم وانتخاب طراح متغير بوده وبطور مثال مي تواند به ترتيب %3 و%4 انتخاب گردند. Set Point تنظيم مناسب نقطه عملكرد وباز شدن شير اطمينان ، اولا بدلايل ايمني مذكور وثانيا به منظور اطمينان از كاركرد شير اطمينان با حداقل صدا وهمچنين ممانعت از صدمه به شير اطمينان ضروري مي باشد .اين نقطه نبايد بيشتر از SOL/P يا محدوده فشار كاركرد ايمن تجهيزات باشد واز طرفي بايد بخاطر داشت كه تنظيم فشار آزاد سازي شير اطمينان روي فشار كمتر از SOL/P هيچگونه مزيتي به همراه نخواهد داشت وتنها باعث افزايش احتمالي دفعات باز شدن شير اطمينان وفرسوده شدن ان خواهدگشت. ميزان تغييرات احتمالي در فشار سيستم به عنوان پارامتر ديگري است كه بايد در فشار تنظيم شير اطمينان در نظر گرفته شود تااز بازشدن بيمورد شير جلوگيري بعمل ايد.درصورت ناديده انگاشتن اين مورد ، شير اطمينان دربسياري از موارد در حالت نزديك به بسته كار خواهد نمودكه به اين پديده Simmering گفته مي شود.اين حالت در نتيجه نزديك بودن بيش از اندازه فشار سيستم به نقطه تنظيم روي ميدهد وعلاوه بر ايجادسروصدا ومسائل جانبي ، باعث ايجاد صدمه به قسمتهاي داخلي شير ودرنتيجه نشت دائمي آن خواهد شد. Shut-off Margin همانطور كه ذكر شد هنگامي كه فشار كاري سيستم ونقطه تنظيم شير اطمينان به هم نزديك باشند ، علاوه بر در نظر گرفتن تغييرات فشار احتمالي سيستم كه در بالا عنوان گرديد ، فشار اطميناني نيز بعنوان گارانتي كردن ومطمئن شدن از بسته ماندن كامل شير به فشار كاري سيتم اضافه مي گردد كه معمولا حدود 0.1 bar مي باشد. انواع Safety Valve Safety valve هاي متنوعي درصنعت متناسب با نوع كاركرد آنها وجود دارد .در استانداردها انواع مختلفي از اين safety valve ها تعريف گرديده است . براي مثال استاندارد I و VIII از ASME براي انواع بويلر وكاربردهايي در مخازن تحت فشار مورد استفاده قرار مي گيرد. بر پايه استاندارد ASME/ANSI PTC 25.3 تنوع تعدادي ازاين تجهيزات بصورت زير تعريف گرديده است: LOW LIFT SAFETY VALVES FULL LIFT SAFETY VALVES FULL BORE SAFETY VALVES BALANCES SAFETY VALVES PILOT OPERATED PRESURE RELIEF VALVES CONVENTIONAL SAFETY VALVES LIFT SAFETY VALVES HIGH LIFT SAFETY VALVES PROPORTIONAL SAFETY VALVES DIAPHRAGM SAFETY VALVES BELLOWS SAFETY ALVES CONTROLLED SAFETY VALVES ASSISTED SAFETY VALVES BALANCED PISTON SAFETY VALVES واژه شير اطمينان (safety valve)وشير اطمينان فشار شكن(safety relief valve) اصطلاحاتي هستند كه جهت تشريح انواع متنوعي ازتجهيزات مرتبط با آزاد سازي فشار اضافي سيال در واحد مي باشند . در همين رابطه محدوده وسيعي از ولوهاي مختلف كه براي كاركردهاي متنوعي جهت عمل در شرايط بحراني فشارمي باشند مورد استفاده قرار مي گيرند. در بيشتر استانداردها تعاريف ويژه اي براي دو واژه شير اطمينان (safety valve) وشير اطمينان فشار شكن(safety relief valve) عنوان گرديده است. در استانداردهاي امريكايي واروپايي تفاوتهايي بين اصطلاحات تجهيزات كاربردي از لحاظ معني وجود دارد .ازجمله اين تجهيزات مي توان به همين ولوها اشاره نمود. در استانداردهاي اروپايي به اين قبيل ولوها اصطلاحا شير اطمينان (safety valve) ودراستانداردهاي امريكايي شير اطمينان فشار شكن(safety relief valve) گفته مي .
از جمله موارد ديگر اختلاف بين safety valve وrelief valve مي توان به اين نكته اشاره نمود كه در شيرهاي اطمينان فشار شكن ( safety valve ) به محض اينكه فشار عملكردي به فشار تنظيمي (set point) برسد سريعا اين شير عمل مي كند وتا هنگاميكه فشار عملكردي به پائين تر از فشار تنظيمي نرسد اين شير باز خواهد ماند. ولي درشيرهاي اطمينان فشارشكن (safety relief valve) هنگاميكه فشار ورودي سيال تا نقطه فشار تنظيمي بالا برود اين ولو به تدريج باز كرده تا فشار را بالانس نمايد. شير فشار شكن(relief valve) عموما براي سيالاتي كه غير قابل تراكم مي باشند مانند آب وروغن وغيره مورد استفاده قرار مي گيرد ولي شير اطمينان(safety valve) عموما براي سيالات تراكم پذير مورد استفاده قرار مي گيرد. Relief Valve ها معمولا بصورت مداوم در حالت overpressure عمل مي كنند تا فشار سيستم را درحد نرمال تنظيم كنند.عمل كردن اين ولوها هيچگاه بصورت pop-action(عمل كردن ضربه اي) نمي باشد. نصب safety valve قبل از نصب يك safety valve بايد از تميز بودن داخل لاين اطمينان حاصل نمودلذا لازمست كه جهت جلوگيري نمودن از ورود ذرات به داخل safety valve وصدمه ديدن seat قبل از نصب safety alve ، لاين را توسط آب يا بخار كامل شستشو داد. Safety valve بايد به گونه اي بر روي لاين نصب گردد كه كمترين نشتي بخار را داشته باشد وميعانات بخار دراين حالت در جهت خلاف جريان بخار ورودي به safety valve قرار نگيرند بعبارت ديگر بايد در هنگام نصب safety valve به اين نكته توجه داشت كه safety valve در بالاي لاين بخار نصب گردد.اگر safety valve در پائين لاين بخار نصب گردد ، بخارات تبديل به مايع شده ولاين ورودي به ولو را مي بندند.در شكلهاي زير نحوه نصب درست ونادرست يك safety valve نشان داده شده است.
تست SAFETY VALVS در حالت كلي SAFETY VALVE ها بوسيله هوا، آب وبخار تست مي شوند. در اكثر اوقات safety valve ها را درهواتست مي كنند وفرايند تست آن به شرح ذيل مي باشد: اگر توسط هوا تست صورت گيرد بايد در قسمت خروجي SAFETY VALVE كه توسط يك فلنجي بسته شده ، لوله اي به قطر 6mm (همانند شكل) تعبيه گرددوانتهاي اين لوله در درون ظرف آب شفافي قرار بگيرد.دقت گردد كه اين لوله بايد به مقدار 12.7mm در درون آب قرار بگيرد(همانند شكل).درحالت تست ، تعداد حبابهاي خروجي از قسمت اين لوله شمرده مي شود. عموما براي safety valve ها كه درزير مقدار 70 bar g تنظيم مي گردند تعداد حبابها بايد برابر 20 حباب باشد.
|+|
سایت های مهدویت پیوندهای مذهبی
سایت های مهدویت پیوندهای مذهبی انتظار سبز اندر عوالم خودي آخرالزمان و مهدويت آفتاب مهر آيه هاي دلنشين با پروردگار باصر با من بخوان حديث عشق را بشري بهونه موندن بيا مهدي شب هجران سحر كن پايگاه اطلاع رساني آيت الله بيات پيامبر و ديوانه سالک سرشك سرخ سفر نامه آسمان سلام بر سحر خيز مدينه سلام بر مهدي بهنگام نمازش سينه بزن چهل جمعه با توسل حاج حميد حكايت آب و آفتاب و آينه خاكسار آستان علي عليه السلام خبرگزاري حوزويان خلوت انس در کوچه پس کوچه هاي دلتنگي دل منور كن دريچه اي بسوي ملكوت راه عشق راهيان حق صبح ظهور صفحات انتظار در فراق گل نرگس طاووس بهشت عاشورائيان عشق يعني انتظار منتظر عروج عصر ظهور عطر نماز علي ولي الله عهد جانان غدير تجلي ظهور كبوتر حرم عشق كريم اهل بيت عليه السلام كوچه خلوت انتظار كلبه عمو حسين و دوستانش گل نرجس مسجد كوكب رشيدي منتظر مجمع وبلاگ نويسان مهدوي منتظران مهدي (عج) منتظر عاشق منتظرم تا كه او برگردد موشكي و نظامي مهدويت مهدي فاطمه سلام نباء 1425 ولايت ، سياست و جامعه هيئت منتظرين حضرت مهدي(عج) همسفر مهتاب يا حجت بن الحسن العسكري ياد پدر
|+|
پدر گلچين روزگار عجب خوش سليقه است ميچيند آن گلي که به دنيا نمونه است خوشا آنان که با عزت ز گيتي بساط خويش برچيدند و رفتند خوشا آنان که با اخلاص و ايمان حريم دوست بوسيدند و رفتند چه سخت است است در دل گريستن و به زبان هيچ نگفتن. و عزيزي را از دست دادن و در غم هجرانش نشستن. بعد از اين مدت باور ندارم که دست سرنوشت چه آسان زندگاني تکيه گاهم را به ابديت پيوند داد و گوهر گران بهايم را از من جدا ساخت. اي جدايي و اي دوري، نفرين بر تو باد، که اگر کوه هاي سنگين را هم بر خاک گورمان بريزند مهر عزيز از دست داده ام را از ياد نخواهم برد. سوگ سنگين پدرم و دوري از او، طاقت از دل، توان از پا و نور از چشمان برده است و ناباورانه به طلوع و غروب غم بار مي نگرم. اکنون مي فهمم که آن طفل سه سال چه مي کشيد. (جانم به قربانت يا رقيه) پدر جان سلام پدر جان ياد آن شب ها که ما را شمع جان بودي ميان نا اميدي، چراغ جاودان بودي برايت زندگاني چه يکسر رنج و سختي بود بنازم همت بابا که تا بودي صبور و مهربان بودي پدرم، اي اميد فرداه هاي من، اي تک ستاره نوراني قلبم، اي نهايت صبوري و مهرباني. زندگي من با وجود تابان تو روشن و زلال بود. تو همچون خورشيدي طلايي، بر زندگيم نور عشق پاشيدي و رفتي. تو که برايم از هيچ چيز دريغ نکردي، اکنون نيستي که بر دستان پر مهرت بوسه زنم بوسه... اما در عوض نامت را در قلب مي نگارم و تو را به اندازه بيشترين نياز ناگفته ي هر روزم، به گونه اي ناب و زلال، همان گونه که انسان ها، مشتاق زيبايي و حقيقتند، ستوده و مي ستايم. روحت هميشه شاد و سبزينه باد. و روحت مانند روز آفتابي، طلايي و مثل شبانگاهان، مهتابي باد. پدر عزيز اکنون پنج سال از رفتنت مي گذرد و من ... خاک پاي تو، پسرت:محمّد |+|
وضعيت صنايع فولاد در جهان
برگرفته از سايت علمي و پژوهشي فلزات www.felezat.com
دهههاي ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ معادن به تعطيلي كشيده ميشدند و شركتهاي فولادسازي ورشكسته شده و كارگران اين صنعت بهرغم دارا بودن اتحاديههاي قوي از كار بيكار ميشدند. همزمان با اينكه كارگران جديد فني آينده روشني را براي خود پيشبيني ميكردند، آنان هنوز اتومبيلهاي فولادي ميراندند و از ظرفهاي فولادي در غذاخوري استفاده ميكردند و در مكانهايي كار و زندگي ميكردند كه از تيرآهنهاي فولادي ساخته شده بود، ولي پس از آنكه توليد فولاد كم شد تقاضا براي آن افزايش يافت. سرانجام در سالهاي اخير شرايط براي فولادسازان بسيار مطلوب شد و ترسي از بحران كالاي خود ندارند. آنان خود را براي تحولات بعدي يا ركود آن آماده ميكنند. به همين منظور هزينههاي خود را كاهش داده، تكنولوژي را بهبود ميبخشند و مهمتر از همه اينكه فولادسازان با يكديگر ادغام ميشوند. فولادسازان كنوني براي تسلط بيشتر بازارها در زمينه دستيابي به تكنولوژيهاي جديد اقدام به توليد فولادهاي آلياژي خاص كردهاند كه بيوقفه به پيش ميروند. كاربرد فولاد هم اكنون شديدا به عرصه صنايع هوايي و پزشكي نفوذ كرده است. فولاد نيز يك كالا است كه بايد همواره از نظر قيمت و ايجاد رابطه با مشتريان رقابت كند. در صنايع خودروسازي فولادسازان به دنبال توليد فولادهاي بسيار سبك هستند تا بتوانند به مساله كاهش مصرف سوخت توجه داشته باشند. ساليانه يك ميليارد تن فولاد در جهان فروخته ميشود، ولي به هرحال رقابت شديدي اين محصول را از طرف آلومينيوم، پلاستيك و بتون تهديد ميكند. در سالهاي اخير از تعداد شركتهاي فولادسازي در آمريكاي شمالي و اروپا كاسته شده است، به طوري كه از پايان سال ۱۹۹۷ حدودا ۳۲ شركت فولادسازي در آمريكا اعلام ورشكستگي كرده اند كه آخرين آن در سال ۲۰۰۴ شركت Stelco بوده است. آمارهاي اخير نشان ميدهد كه اين صنعت به سوي ادغ ام در حركت است كه آخرين مبارزه بين ميتال و ارسلور است كه به گونه خصمانه اي در جريان است. روند ادغام در اروپا قبل از آمريكاي شمالي در اين صنعت آغاز شده است و دليل آن وجود فولادسازان بزرگ و ثروتمند در اين قاره است كه ميخواهند به بازارهاي ساير صنايع از جمله خودروسازي در جهان دستيابند و با ادغام هر چه بيشتر دستيابي به اين بازارها بسيار راحت تر خواهد شد، چون از حالت پراكندگي بيرون خواهند آمد. در اين مقطع صنعت فولاد آمريكا بيش از اروپا نگران چين است. چين ۳۰درصد توليد فولاد جهان را عرضه ميكند كه با رشد بالايي در حال افزايش است. آمريكاييان معتقدند كه صنعت فولاد اين كشور بيش از صنايع ساير كشورها مظلوم واقع شده و تحت فشار واردات فولاد ارزان و يارانههاي دولتها قرار گرفته است. آنان معتقدند كه صنعت فولاد آمريكا از توان رقابتي بسيار بالايي برخوردار بوده ولي قادر به رقابت با دولتها نيست. در اين زمينه كارشناسان نظرات متفاوتي دارند، برخي اقدام بوش را در سالهاي ۲۰۰۳-۲۰۰۲ به نفع صنعت فولاد اين كشور ميدانند، ولي تعداد ديگري اظهار ميدارند كه تغييرات ارزشدلار و بالا رفتن هزينههاي حملونقل موجب كنترل واردات به آمريكا شده است. اگرچه رشد تكنولوژي در صنعت فولاد در حد رشد ريز تراشهها نبوده است، ولي مهمترين پيشرفت در زمينه بازيافت فولاد حاصل شده است. بيش از ۷۰درصد فولاد آمريكا از قراضه به دست ميآيد و از اين نظر صنعت تقريبا يك اكوسيستم بستهاي است و به همين دليل فولاد نسبت به پلاستيك مشكلات زيست محيطي بسيار اندكي دارد. مهمترين مزيت تكنولوژيكي فولاد، ابداع در توليد آن است و به راحتي در دهههاي اخير توانسته است از هزينههاي توليد خود بكاهد. مثلا واحد Castrip مذكور به راحتي با حذف مراحل توليد روزانه ۶ تا ۷ هزار تن ورق يا تسمه توليد ميكند. به مدد اين تحولات ميزان نفر ساعت از 85/4 در سال ۱۹۹۰ به 8/2 در سال ۲۰۰۳ كاهش پيدا كرده است. علاوه بر اين مصرف انرژي نيز در طي اين مدت به نصف رسيده است. با بهبود مستمر كيفيت فولاد، فولادهاي محكمتر، سبكتر، پردوامتر و شكل پذيرتر به دست آمده است. به نظر ميرسد كه توليد فولاد در سالهاي آتي چندان افزايش نداشته باشد، چون افزايش توليد فولاد در چين نوعي عرضه مازاد به وجود آورده است. اگرچه دولت چين اعلام كرده است كه از ميزان توليد خود خواهد كاست، به هرحال موجودي انبارها نيز افزايش يافته است، ولي با طرح ادغام در اين صنعت سرمايهگذاران تا حدي به اين صنعت دوباره اميدوارتر شده اند و به احتمال بالا اين تحولات از كاهش بيشتر قيمتهاي فولاد خواهد كاست و مارجين يا سود در صنعت فولاد جان تازهاي خواهد گرفت. گرفته شده از "ایران فوجینگ" |+|
کاربرد شبيه سازی المان محدود جهت بهينه سازی فرآيند آهنگری
|+|
اسپارك كاري دقيق و سريع
اسپارك كاري دقيق و سريع Fast and Accurate EDM مترجمان : حميد محمودي تبار(مهندس مكانيك) مرتضي حسينايي(مهندس مكانيك) منبع :American Machinist , 1999 مقدمه اگر بخواهيم روشهاي براده برداري را به دو دسته مكانيكي و فيزيكي تقسيم كنيم مي بايست فرزكاري ، تراشكاري و سنگ زني و غيره را جزو روشهاي مكانيكي دسته بندي كرده و براده برداري به روش الكترو شيميايي (ECM) و اسپارك كاري (EDM) را در دسته فيزيكي جاي داد كه تفاوت مهم EDM و ECM در سيال مورد استفاده در فرآيند است . در ECM سيال بكار رفته رساناي جريان (الكتروليت) بوده اما در EDM از سيال به عنوان عايق (دي الكتريك) استفاده مي شود . ماشين كاري با EDM روشي است كه در آن از فلزات با روش تخليه الكتريكي ميتوان براده برداري كرد . اسپارك عمل موضعي است كه با تناوب زماني، براده ها را به صورت حجم هاي فلزي كوچك (آرد مانند) بتدريج از سطح قطعه كار جدا مي سازد كه به اين عمل اصطلاحا اروژن (erosion – به معناي فرسايش) گفته مي شود . موضوع ديگري كه بايد در مورد آن توضيح داده شود موتور خطي (liner motor ) مي باشد . موتورهاي خطي اساسا مانند يك موتور معمولي دوار هستند كه از يك طرف در طول بريده شده باشد و آن را به صورت مسطح (گسترده) درآوريم . اين موتورها كاربردهاي زيادي دارند مثلا براي باز كردن درها ، حركت تسمه هاي نقاله ، جرثقيل هاي سقفي ، سيستم هاي قفل و ترمز و كلاچ ها . اما در اينجا بحث در مورد موتورهاي خطي است كه از سرعت بسيار بالاي (36 m/min) برخوردار هستند كه در ماشينهاي اسپارك شركت SODICK استفاده شده اند كه نسبت به همه موارد فوق از دقت و حساسيت فوق العاده اي بايد برخوردار باشند . شركت SODICK در اسپارك هاي مدل AM35L و Aφ35L از اين موتورها بجاي سيستم هاي هيدروليكي و پيچي استفاده كرده است . در سال 1996 شركت SODICK كار كردن بر روي موتورهاي خطي ، براي استفاده در اسپارك ها را آغاز كرد . اين شركت به مزاياي موتورهاي خطي در پارامترهايي نظير سرعت و تنظيم پي برده بود . علاوه بر آن ، به عقيده رئيس شركت SODICK – آقاي Furu Kava- اين كار جديد يك ضد حمله است كه هدف قرار داده است (زمان اسپارك كاري روي قالب ها را كه با مراكز ماشين كاري سرعت بالا high speed machining center كاهش مي يافت (توضيح اينكه : قبل از اسپارك كاري با عمليات براده برداري توسط high speed machining center زمان اسپارك كاري روي قالب ها را كاهش ميداده اند ) . سنتر ماشين هاي ياد شده بسيار دقيق و سريع مي باشند كه قادرند روي فلزات سخت كار كنند و كيفيت سطحي كه ايجاد ميكنند در حدي استكه نياز به پرداخت كاري را برطرف ميكنند . به هر ترتيب ، اسپارك هاي مجهز به موتورهاي خطي قادرند سريعتر ، دقيق تر و عميق تر از ساير اسپارك ها كه موتور خطي ندارند براده برداري كنند . براي مثال يك اسپارك كه با موتور خطي كار مي كند مي تواند يك حفره (cavity) به عمق 70mm را در 2 ساعت وچهل دقيقه براده برداري كند در حالي كه در همان شرايط از لحاظ ابعاد الكترود و ساير پارامترها ، ماشينهاي مرسوم و قديمي با صرف زماني به اندازة 2 ساعت تا عمق 40mm براده برداري ميكنند . در كل موتورهاي خطي در اسپارك به قدري سريع محور Z را حركت مي دهند كه ميتوان چنين تصور كرد كه ماشين كاري حفره هاي عميق نيازي به زمان شستشو ندارند . موتورهاي خطي همراه با كنترل كننده هاي (SMC) Sodick نه تنها سرعت و دقت را مهيا ميسازند (مثلا در مدل AM35Lبا دقتي به اندازة mm 0001/0 و تعداد كورس 1440 كورس در دقيقه) بلكه آنها داراي حركت آرام و يكنواختي بوده وارتعاشات را كاهش داده و باعث خفه نمودن صداها ميشوند . علاوه بر تمام موارد فوق ، آنها از پيچ ساچمه اي (ball scrow) استفاده نمي كنند و در عمل لقي پيچ و مهره حذف مي شود . فايده ديگر اين استكه چون در استفاده از موتورهاي خطي هيچ گشتاوري اعمال نميگردد و چرخش محور وجود ندارد ، بنابراين سازندگان (اين نوع اسپارك) با مشكلاتي كه سازندگان ساير ماشينهاي ابزار با آنها روبرو هستند مواجه نمي شوند . اما نكته قابل توجه اين استكه دستيابي به حركت خطي آسان نيست . براي اين منظور شركت Sodick بايد سيستم تعادل محور عمودي را تكامل مي بخشيد بنحوي كه نيروي بزرگ مغناطيسي بوجود آمده را تحمل كرده كه براي اين امر لازم است كه محور عمودي و ستون صلبيت زيادي داشته باشند و بتوانند در برابر گرما و تغيير شكل يافتن در اثر حرارت توليد شده توسط موتور خطي مقاومت كند ، ضمنا بايد ستون به نحوي ساخته شود كه ارتعاشات به وجود آمده در اثر شتاب زياد محور Z را جذب كند . شركت Sodick تمام مشكلات فوق را با طراحي يك هد جديد حل كرده است . ماشين اسپارك مدل AM35L يك ميز ثابت دارد كه هد آن بر روي يك پل متحرك قرار گرفته است و علاوه بر محور Z موتورهاي خطي محور X و Y را هم حركت مي دهند . در محور Z ماشين از نوعي سراميك كه ساخت خود شركت Sodick مي باشد استفاده شده است كه ساختمان دستگاه را سبك تر ساخته و كاملا صلب و پايدار در مقابل حرارت مي باشد . آهن رباهاي موتور در دو طرف ستون سراميكي جاسازي شده اند و ستون ثابت تشكيل شده از يك سيم پيچ (coil) كه اين سيم پيچ در واقع يك منبع توليد گرما ميباشد . با توجه به گرماي توليد شده ، Sodick از كشوي سراميكي استفاده كرده است كه بتواند تغيير شكل هاي حرارتي را به حداقل رسانيده و صلابت هد را ثابت نگه دارد . در اين كشوي سراميكي با يك سيستم خنك كننده ، دما در حد رضايت بخشي نگه داشته مي شود و براي جلوگيري از پايين افتادن محور Z هنگاميكه نيروهاي مغناطيسي وجود ندارند يك سيلندر هوايي وزن هد و الكترود را تحمل ميكند . Sodick توضيح ميدهد كه كار محور Z AM35L بسيار سريع است و حركت و جهش هاي فوق العاده سريعي دارد . مانيتورهاي SMC Servo Control نشان مي دهند كه الكترود با چه سرعتي به منظور براده برداري به طرف پايين حركت ميكنند و شرايط براده برداري را سريعتر از مدل هاي قبلي تنظيم ميكنند . اين حركت عمودي فوق العاده سريع الكترود (36 m/min = 600mm/sec) همراه با 3000N نيرو درون حفره تلاطمي به وجود مي آورد كه براده هاي جدا شده از سطح براده برداري شده را بدون شستشوي آنها به حركت در ميآورد و از حفره خارج مي كند . البته عدم شستشو به اين معني است كه ماشين مي تواند بدون نياز به تنظيم كردن شيلنگ شستشو توسط اپراتور كار خود را ادامه دهد . تنظيم Positioning در سيستمهاي ball screw موتور پيچ ساچمه اي را بر طبق فرمان منتقل شده از سيستم كنترل مي چرخاند . يك مدل آنالوگ به ديجيتال (encoder) تعيين ميكند كه موتور بايد به چه اندازه اي دوران كند تا الكترود مسي را به موقعيت لازم جهت جرقه زني (sparking) هدايت كند . سيستم ذكر شده براي فرمان دادن و اندازه گيري خيلي پيچيده است و مسلما جريان اطلاعات بر دقت ماشين كاري تاثير گذار خواهد بود . اما در موتورهاي خطي موتور خودش (مستقيما بدون واسطه پيچ ) محور Z را حركت ميدهد . بنابراين فاصله اي كه بايد طي شود توسط مقياس گر خطي اندازه گيري شده و فورا و مستقيما به موتور ميرسد . رئيس Sodick ميگويد اين مكانيسم ساده يك پيشنهاد و دستاورد عالي با عكس العمل سريع و داراي قدرت مانور زيادي است كه با دقت و سرعت موجود در اين روش سازگار است . ماشين هاي AM35L از مقياس گرهاي شيشه اي نصب شده بر روي بدنه ستون استفاده مي كنند كه فقط براي تنظيم بينهايت دقيق ، طرح و برنامه ريزي شده اند . منبع : مجله قالب سازان شماره 21
|+|
عملیات حرارتی فولادهای ماریجینگ گردآوران : اردشیر دانیالی و رضا بدرام فرد دانشجویان کارشناسی متالورژی (دانشگاه شهید رجائی ) |+|
يافتههای دانشمندان درباره استفاده از فلز متخلخل در توليد خودروهای ایمن تر توليد كنندگان خودرو مدتهاست كه تلاش دارند خودروهايى سبك را طرحريزى كنند زيرا اين به معناى تقليل مصرف مواد سوختى ضرورى براى حركت آنها است و در اين خصوص استفاده از فلز متخلخل يكي از بهترين گزينههاست. گرفته شده از "ایران فوجینگ" |+|
سيستم تعويض دنده خودكار دوچرخه با قابليت تشخيص شيب جاده به همت محققان ايراني طراحي شد
دانشجويان مبتكر مهندسي برق كشورمان موفق به طراحي نوعي سيستم دنده تعويض كن خودكار براي دوچرخه شدند كه قادر است با استفاده از سنسورهايي كه دارد، شيب جاده را تشخيص داده و دنده را به وضعيت مناسب ببرد.
به گزارش خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سيستم تعويض دنده خودكار كه در يك سيستم كوچك و قابل حمل و نصب روي انواع دوچرخهها طراحي و ابداع شده است با استفاده از انرژي الكتريكي و تبديل آن به انرژي مكانيكي به صورت الكترو مكانيك و با استفاده از طرحهاي پياده شده در صنايع خودرو و موتورسيكلت عمل ميكند كه دوچرخه سوار را قادر ميكند با حداقل نيروي ماهيچهيي در كمترين زمان ممكن حداكثر بهره گيري را از سيستم دوچرخه داشته باشد. مجريان طرح با اشاره به اين كه سيستم چند دندهيي كه در موقعيتهاي متفاوت، نسبتهاي انتقال نيرو و سرعت مختلفي را اعمال ميكند با هدف كاهش خستگي و اتلاف انرژي دوچرخهسواران طراحي شده است، خاطرنشان كردهاند: سيستمي كه در اين طرح طراحي شده نسبت به شيب جاده حساس بوده و با توجه به شيب جاده دنده دوچرخه را تعويض ميكند و با افزودن آن به دوچرخههاي دندهيي باعث ميشود كه تغيير دنده به صورت خودكار و هوشمند انجام شده و دنده دوچرخه همواره در وضعيت مناسب قرار گيرد. اين سيستم داراي سه قسمت الكترونيكي، مكانيكي، رايانهيي (هوش سيستم) ميباشد. براي اين دوچرخه دو سنسور در نظر گرفته شده است كه يكي شيب جاده را به ميكرو كنترلر خبر ميدهد و يكي هم مربوط به دنده دوچرخه ميباشد كه وضعيت فعلي دوچرخه را به ميكروكنترلر خبر ميدهد. به گزارش ايسنا، اين سيستم همچنين يك قسمت كنترلي دارد كه با توجه به وضعيت سنسورها، كنترل دستي يا خودكار موتور دنده را كنترل ميكند و در نهايت به موتور دنده دستور دهد كه به عقب با جلو حركت كند تا به وضعيت مناسب برود. وظيفه قسمت كنترل دستي سيستم اين است كه سيستم را در وضعيت دنده خودكار يا دنده دستي قرار دهد. گفتني است كه محققان اين پژوهش امين جوادي نسب، سعيد جوان و علي شانه سازان زاده از دانشگاه آزاد واحد دزفول و ابراهيم بهروزيان نژاد از دانشگاه آزاد اسلامي واحد شوشتر و مهنوش واهبي از دانشگاه جامع علمي كاربردي ميباشند. ايسنا گرفته شده از شریف نامه مکانیک
|+|
پيستونهاي فولادي جديد براي موتورهاي پر قدرت
قابليت تحمل فشار بالا (بيش از 200 bar) و همچنين تنشهاي حرارتي بالاي درون سيلندر براي قطعات سيلندر از جمله پيستون بسيار حياتي است. تلاش براي افزايش استحكام پيستونها با محدوديت اندازه همراه است. به تازگي پيستونهاي مونوترم(Mono term) توليد شدهاند كه استحكام و عمر بالا، وزن و اصطكاك كمتري دارند. پيش از نيز پيستونهاي فروترم(Ferrotherm) توليد شده بودند كه جايگزين پيستونهاي آلومينيومي سنتي شدند. تاج(Piston Crown) اين پيستون از فولاد فورج شده و پايه آن از جنس آلومينيوم ساخته مي شود. اين نوع پيستون. اما استاندارد هاي Euro 4 و US 07 براي ساخت موتورها اين نوع پيستون را در آستانه بازنشستگي قرار داده است. پيستونهاي مونوترم…
پيستونهاي مونوترم از يک قطعه فورج شده ساخته مي شوند و در نتيجه بر خلاف پيستونهاي فرو ترم پايه پيستون(Piston Skirt) با بدنه و تاج آن يکپارچه ساخته مي شود. اتصال مستقيم پايه پيستون به بدنه موجب مي شود تا مقطع تحمل کننده فشار در پيستون براي تحمل حداکثر فشار داخل سيلندر افزايش يابد. در نتيجه پين پيستون نيازي به نگه داشتن پايه پيستون ندارد و مي تواند کوتاه تر و سبکتر باشد. پايه فولادي که در برابر حرارت پايدار است اصطکاک را کاهش داده و همچنين کاهش فواصل آببندي منجر به هدايت بهتر پيستون مي شود. هدايت بهتر پيستون مخصوصا در قسمت رينگها باعث کاهش مصرف روغن مي شود. علاوه بر آن پيستون هاي مونوترم استحكام و عمر بيشتري دارند. اين نوع پيستون علاوه بر تحمل حداکثر فشار تا 250 bar مزاياي ديگري از جمله کاهش مصرف سوخت و روغن و کاهش صدا و وزن دارند. هماكنون موتورهاي داراي پيستون مونوترم درامريکاي شمالي توليد انبوه رسيدهاست و در حال حاضر بيشتر در وسايل نقليه، ساختمان سازي و صنايع دريايي استفاده ميشوند. استفاده از پيستونهاي مونوترم در اروپا و آسيا نيز در حال افزايش است.
منبع: Autotechnology 2005 Vol. 5 مترجم:علي هدايت مفيدي گرفته شده از شریف نامه مکانیک |+|
شکست چکيده Fracture Abstract . شکست نرم: بسياري از فلزات و آلياژهاي آنها، به ويژه آنهايي که داراي شبکه fcc هستند، مانند آلومينيوم و آلياژهاي آن، در تمام درجه حرارتها، شکست نرم خواهند داشت. شکست نرم به آرامي و پس از تغيير شکل پلاستيکي زياد به ازاي تنشي بالاتر از استحکام کششي ظاهر ميشود. از مشخصات شکست نرم، تحت تاثير تنش کششي، ظاهر گشتن گلويي يا نازکي موضعي و ايجاد حفره هاي بسيار ريز در درون قسمت گلويي و اتصال آنها به يکديگر تا رسيدن به حد يک ترک ريز و رشد آرام ترک تا حد پارگي يا شکست نهايي است. مراحل مختلف شكست نرم در يك فلز انعطاف پذير در اين نوع شکست علت ايجاد حفرهاي ريز در محدوده گلويي ميتواند تغيير شکل غير يکنواخت ناشي از ناخالصيهاي موجود در ماده اصلي زمينه باشد. لذا با ايجاد حفره هاي بسيار ريز در محدوده گلويي حالت تنش سه محوري برقرار ميشود که منجر به ايجاد ترک ميشود . در طراحي و ساخت اجزاي ماشين آلات و در ساختمان سازي، تنشهاي وارد بر سازه هاي فلزي در محدوده الاستيکي انتخاب ميشود. بنابراين در کاربرد صنعتي، شکست در حالت تنش استاتيکي در مواد انعطاف پذير ( داکتيل ) يک پيشامد نامطلوب است. شکست ترد: شکست ترد معمولا در فلزاتي با ساختار کريستالي مکعب مرکزدار(bcc ) و هگزاگونال متراکم (hcp) و آلياژهاي آنها در درجه حرارتهاي پايين ( معمولا پايينتر از دماي معمولي محيط ) و سرعتهاي تغيير شکل بالا بطور ناگهاني ظاهر ميشود. شکست ترد در امتداد صفحه کريستالي معيني، به نام صفحه کليواژ، انجام ميگيرد. در شکست ترد عموما تغيير شکل پلاستيکي قابل توجهي در منطقه شکست مشاهده نميشود. شكست ترد وتعدادي از تك كريستالها عملا تنش لازم براي شکست مواد لازم فلزي به اندازه قابل توجهي کمتراز تنش شکست محا سبه شده ا ز طريق تئوري است . بنابراين فعل وانفعال شکست نميتواند از طريق گسستن همزمان تمامي پيوند هاي اتمي درامتداد سطح شکست صورت گيرد. بد ين ترتيب فعل و انفعالات شکست عملا بيشتر از طريق ايجاد يک ترک بسيار ريز به عنوان منشا ترک و رشد و پيشروي آن انجام ميگيرد . براي پيشروي ترک د ر يک ماده لازم است مقدار تنش متمرکز در نوک ترک از استحکام کششي در آن موضع فراتر رود . د ر مواردي که شرايط براي پيشروي منشا ترک مساعد نيست ترک مي تواند متوقف گشته وشکست پديدار نشود. تئوري گريفيت: او چنين بيان مي کند که در ماده اي که حاوي تعدادي ترک بسيار ريز باطول معيني است ، همين که مقدار تنش متمرکز درنوک ترک ، حداقل به مقدار تنش لازم براي گسستن پيوندهاي اتمي د رآن موضع ( استحکام کششي ) رسيد، شکست ظاهر ميشود . باپيشرفت ترک ، سطح ترک افزايش مي يابد . اين مطلب بدين معني است که براي ايجاد اين سطح بايد انرژي به کار برده شود . اين مقدار انرژي از انرژي تغيير شکل کسب مي شود. بنابراين فرضيه گريفيت علت پديدار گشتن شکست ترد را وجود ترکها و خراشهاي سطحي بسيار ريز ( با اندازه بحراني) و پائين بودن استحکام را د رآن مواضع مي داند . اماموادب هم وجود دارد که بد ون داشتن ترکهاي سطحي بسيار ريز شکست ترد د ر آنها پديدار مي شود . بنابراين د ر اين گونه مواد هم بايد فعل وانفعالاتي صورت گيرد که موجب به وجود آمدن تمرکز تنش وفراتر رفتن موضعي مقدارتنش از استحکام کششي ود رنتيجه ايجاد منشا ترک شود. زنر و اشترو مکانيزم اين فعل و انفعال راچنين بيان داشتند که در حين تغيير شکل پلا ستيکي نابجاييها در پشت موانع ( مانند مرزدانه ها ومرز مشترک د و قلوييها ) تجمع يافته وبدين ترتيب در زير نيم صفحه هاي مربوط به اين نابجاييها ترکهاي بسيار ريزي ايجاد مي شود . اين ترکهاي بسيار ريزهمچنين مي تواند محلهاي مناسبي براي نفوذ عناصري مانند اکسيژن ، ازت وکربن درآنها وايجاد فازهاي ثانوي ترد ودر نتيجه شکست ترد باشند. چنين رفتار ترد د ر شکست ترد مس باوجود عناصري مانند آنتيموان وآهن همراه بااکسيژن مشاهده شده است . کاترل مکانيزم د ومي رابراي ايجاد منشا ترک ارائه کرد. بد ين صورت که منشا ترکهاي ريز مي تواند د ر اثر تلا قي د و صفحه لغزش بايکد يگر ، د ر نتيجه د ر هم آميختن نابجاييها د ر محل تلا قي آن د و صفحه و ايجاد نابجاييها ي جد يد ، ناشي شود، اين مکانيز م مي تواند د ليلي براي ايجاد سطح شکست ( صفحه کليواژ ) مشاهده اکنون اين سئوال مطرح مي شود که به ازاي چه مقداري از تنش s جوانه ترک مصنوعي د ر داخل جسم گسترش مي يابد تاحدي که منجر به شکست نمونه شود . در اطراف اين ترک تنش به صورت پيچيده اي توزيع مي شود. حداکثر تنش کششي ايجاد شده د ر راس ترک بزرگتر از خارجيs است و تنش بحراني ( sc ) ناميده ميشود.تا زماني که sc کوچکتراز استحکام کششي است نمونه نمي شکند . s=√2Egs ∕ pa
s = √ 2Egs ∕ pa(1_ n² ) لازم به تذکر است که رابطه گريفيث براي يک ماده الاستيکي شامل ترک بسيار ريز باراس ترک تيز ارائه شد و اين رابطه ترک باشعاع راس ترک 0≠r را شامل نمي شو د . بنابراين رابطه گريفيث شرط لازم براي تخريب است ، اما شرط کافي نيست . s = √ 2E(gs+gp) ∕ pa سپس اروين رابطه گريفيث را براي موادي که قابليت تغيير شکل پلاستيکي دارند ، به کار برد و باتوجه به ميزان رها شدن انرژي تغيير شکل الاستيکي در واحد طول ترک د رحين رشد ( G) رابطه زير را براي حالت تنش د و بعدي ارائه داد : s = √ EG ∕ pa بامقايسه با رابطه قبل (gs+gp) 2 = s است . بد ين ترتيب د ر لحظه ناپايداري ، وقتي ميزان رها شد ن انزژي تغيير شکل الاستيکي به يک مقدار بحراني رسيد ، شکست پديدار مي شود. در اين صورت در لحظه شکست : Gcمقياسي براي تافنس شکست يک ماده بوده و مقدار آن براي هر ماده اي ثابت و معين است . بامعلوم بودن اين کميت مي توان مشخص کرد که مقدارa به چه اندازه اي بايد برسد تاجسم بشکند . بدين ترتيب اين رابطه در مکانيزم شکست اهميت دارد. هرچقدر Gcکوچکتر باشد ، تافنس کمتر يا به عبارتي ماده تردتراست .
K= fs√ pa در اين رابطه f ضريب هند سه نمونه معيوب ، s تنش اعمالي وa اندازه عيب است ، در شکل تئوري گريفيث اگر عرض نمونه نامحدود فرض شود ، دراين صورت 1 = f است . با انجام آزمايش روي نمونه اي با اندازه معيني از عيب مي توان مقدار k ، که به ازاي آن ترک شروع به رشد کرده و موجب شکست ميشود ، را تعيين کرد . اين ضريب شدت تنش بحراني به عنوان تافنس شکست ناميده ميشود و به Kc نشان داده ميشود .اماازطرفي ، همچنين به ازاي تنش ثابتي درحد کوچکتر از استحکام کششي باافزايش کند ترک ، طول ترک (a) ميتواند به مقدار بحراني برسد و به ازاي آن نمونه تخريب شود. تافنس شكست (Kc) از فولادي با تنش تسليم MN.m2 2070 با افزايش ضخامت تا تافنس شكست در حالت تغيير شكل صفحه اي (دو بعدي) كاهش مي يابد. s< Kc ∕ √ pa
s< K1c ∕ √ pa
تافنس شكست در حالت تغيير طول نسبي دومحوري (KIc) تعدادي از مواد اگر حد اکثر اندازه عيب موجود در قطعه a و مقدار تنش وارد برآن s باشد ، ميتوان ماده اي را باتافنس شکست Kc يا K1c به اندازه کافي بالا ، که بتواند از رشد ترک جلوگيري کند، انتخاب کرد. همچنين اگر حداکثر اندازه مجاز عيب موجود درقطعه و تافنس شکست ماده ، يعني Kc يا K1c، معلوم باشد در آن صورت ميتوان حداکثر تنش قابل تحمل براي قطعه رامشخص کرد. از اين رو ميتوان اندازه تقريبي قطعه را تيين کرد، آن چنان که از پايينتر آمدن حداکثر تنش ايجاد شده از حد مجاز، اطمينان حاصل شود. نويسنده : عليرضا سنجري |+|
بررسی عوامل موثر بریز دانگی آلیاژاهای آلومینیوم
1-1-2- اثر فوق ذوب بر ريز دانگي آلياژهاي آلومينيوم: 1- 3- روشهاي ديناميكي شکل (2) ساختار ماکروسکپی نمونه شماره 3 ( ریخته گری Static ) شکل (3) ساختار ماکروسکپی نمونه شماره 1 ( ریخته گریVibrated ) چنانچه مشاهده میکنید اسنفاده از لرزش اثر شدیدی در کاهش اندازه دانه داشته است. نتايج حاصل از اندازه گیری های ساختار نمونه های ریخته شده در جدول(2) خلاصه شده است.
3-1-نتیجه گیری از آزمایش: |+|
خبري از کنفرانس سنگ زنی تولیدی کمیته ساخت و تولیدی شرکت Cincinnati و نیز تاریخ شرکت Studer به عنوان یکی از نوآوران پیشرو در تکنولوژی سنگ زنی استوانه ای مملو از ابداعات و اختراعات است.
تاريخ خبر : 1384/05/28 |+|
روش جديدي براي آج زني سطح تخت دهانه گيرههاي صنعتي ابداع شد روش نويني براي ايجاد آجهاي قوسي شكل بر روي فك گيره هاي صنعتي با استفاده از ماشين ابزار تراشكاري از سوي تيم تحقيقاتي گروه مهندسي مكانيك دانشكده فني مهندسي دانشگاه رازي به جامعه صنعتي كشور ارائه شد. تاريخ خبر : 1384/05/28 |+|
فرسايش در ابزارهای برشی Wear in Cutting Tools
از جمله مهمترين مسائلي كه در زمينه ماشينكاري با آن روبرو هستيم، مسأله عمر ابزار و عوامل تأثير گذار بر روي آن است. لذا در اين مقاله سعي بر اين است كه بتوانيم تعريف درست و مشخصي از عمر ابزار و عوامل تأثير گذار بر روي آن داشته باشيم و علاوه بر آن در مورد مهمترين عواملي كه تأثير بسزايي در عمر ابزار دارند، بحث مي شود.
عمر ابزار به عوامل گوناگوني وابسته است . 1. درجه حرارت(محيط و ابزار) 2. هندسه ابزار برنده 3. مايع خنك كننده 4. جنس قطعه كار از لحاظ تركيب شيميايي 5. جنس خود ابزار 6. پارامترهاي ماشينكاري (سرعت برشي، عمق براده برداري، سرعت پيشروي و...) 7. ارتعاش دستگاه 8. معيار شكست ابزار كه از اين ميان معيار شكست ابزار مهمترين عامل تأثير گذار بر عمر ابزار به شمار مي آيد. معيار شكست ابزار Tool Life Criterion يك مقدار از قبل تعيين شده(بر اساس كيفيت و دقت برده برداري و ...) براي فرسايش و خوردگي ابزار يا رخ دادن يك پديده(مانند ترك و شكست) را گويند. عمرابزار نيز از روي همين معيار شكست تعريف مي شود: زمان مورد نياز براي رسيدن به معيار شكست. انواع معيارهاي شكست 1.معيار شكست مستقيم: كه با خود ابزار برنده سر و كار دارد. 2. معيار شكست غير مستقيم: كه با عوامل فرسوده شدن ابزار سر و كار دارد. انواع معيار شكست مستقيم الف-Chiping : جدا شدن براده از ابزار برنده را گويند. ب- Fine Cracks: ترك خوردن ابزار برنده را گويند. ج- Crater Wear , Wear Land : كه دو نوع فرسايش مستقيم و بسيار حائز اهميت در ابزار به شمار مي آيند. انواع معيار شكست غير مستقيم الف- نيروهاي براده برداري: با قرار دادن حد مشخصي براي اين نيروها (بر اساس كيفيت سطح و دقت كاري لازم) و اندازه گيري اين نيروها بر روي ابزار برشي، مي توان معيار شكست و عمر ابزار را تعيين كرد. اين مسأله بخصوص در دستگاه هاي اتوماتيك (CNC) كاربرد فراواني دارد زيار با اندازه گيري اين نيروها و زمان رسيدن به حد مشخصي (كه قبلاً توضيح داده شد) مي توان معيار شكست و عمر ابزار را به راحتي تخمين زد. ب- كيفيت سطح ج- دقت ابعادي قطعه كار: كه اين موضوع نيز در دستگاه هاي CNC اهميت فراواني دارد. از عوامل گفته شده در بالا، مهمترين آنها كه تأثير بسزايي در عمر ابزار دارد و به طور مستقيم با خود ابزار سر و كار دارد، دو نوع فرسايش اساسي در ابزار به نام Crater Wear Land است كه در ادامه اين مقاله سعي بر شناسايي و راه حلهاي جلوگيري از اين دو فرسايش شده است. Wear Land: اين نوع فرسايش ابتدا در سطح هاي آزاد ابزار برشي به وجود مي آيد كه با گذشت زمان، ناحيه وسيعي از نوك ابزار را در بر مي گيرد و با افزايش خوردگي و فرسايش ابزار و اصطكاك بين قطعه كار و نوك ابزار و به دنبال آن سوختگي نوك ابزار، نوك ابزار ترك برداشته و مي شكند. Wear land خود به دو نوع تقسيم مي شود: 1. wear land يكنواخت 2. wear land غير يكنواخت هر يك از اين دو نوع wear land در شكل(1) نشان داده شده اند. يك wear land كه در عمق به صورت يكنواخت و بدون شيارهاي عميق است نشان مي دهد كه براده هايي كه باعث به وجود آمدن آن شده اند نازك هستند. wear land يكنواخت حالت خوب و ايده آلي براي ابزار برشي محسوب مي شود و معمولاً ابزارهايي كه مواد با سختي كم را ماشينكاري مي كنند اين نوع فرسايش در آنها بوجود مي آيد. بيشتر اوقات يك wear land يكنواخت زماني نمايان ميشود كه ابزار، داراي برشي پيوسته با عمق براده برداري كم مي باشد. wear land غير يكنواخت نشانه اي از براده برداري غير پيوسته مي باشد و معمولاً در ابزارهايي كه مواد با سختي بالا را براده برداري مي كنند به وجود مي آيد. اين نوع فرسايش حاصل براده برداري با عمق زياد و سرعت برشي زياد مي باشد. حال به اين بحث مي پردازيم كه عمق مجاز براي يك wear land كه معيار شكست و در نتيجه عمر ابزار را تعيين مي كند تا چه مقداري مي تواند باشد و اين عمق چگونه اندازه گيري مي شود. مباحث ارائه شده در اين مقاله حاصل مطالعات و تحقيقات Mr. Leo J.St. Clair در يكي از كارگاه هاي ماشينكاري واقع در ايالات متحده آمريكا مي باشد. مطالعات انجام شده در زمينه سرعت سوختن نسوك ابزار نشان مي دهد مواد مختلف كه ماشينكاري مي شوند داراي نتيجه يكساني نيستند و سرعت سوختن نوك ابزار با يك سرعت يكنواختي انجام مي شود كه به صورت تصاعدي مي باشد. مقدار سوختن نوك ابزار بوسيله عمق weae land در كنار و آخر سطح آزاد ابزار اندازه گيري مي شود. قطعات ماشينكاري شده در اين تحقيق، قطعات چدني مي باشد. ابزار برشي H.S.S (و ديگر ابزارهاي برشي نظير carbide) با عمق پيشروي in 02/0 ، ميانگين عمق برشي in و سرعت fmp 150 است. تعداد قطعات ماشينكاري شده بر حسب هر in 01/0 عمق فرسايش در جدول(1) و شكل(2) نشان داده شده است. ابزار به طور كامل بعد از ماشينكاري 330 قطعه به طور كامل بعد شكسته مي شود كه معادل عمق wear land در اين زمان حدوداً in 06/0 است. جدول(1) نشان مي دهد كه افزايش سرعت فرسايش بعد از اين كه عمق wear land از in 03/0تجاوز كرد، اتفاق مي افتد كه سرعت فرسايش از اين زمان به بعد تا 7 برابر سريع تر از سرعت فرسايش با عمق in 01/0 است. ابزار حدوداً 75% عمر خود را قبل از مرحله اي كه عمق فرسايش به in 03/0 برسد، انجام مي دهد و مابقي عمر خود را يعني 25% باقيمانده را بعد از مرحله اي كه عمق فرسايش به in 03/0 مي رسد، انجام مي دهد. اين عمل مرزي را به وجود مي آورد. كه به طور قطع، غير اقتصادي است يعني مرزي به وجود مي آيد كه سرعت رسيدن به شكست عامل در اين مرز بسيار زياد است. تحقيقات نشان مي دهد كه يك ابزار carbide زماني كه به 60/0 طول عمر خود(طول عمرابزار نقطه است كه مقدار wear land به in 06/0 برسد كه در اين هنگام شكست كامل ابزار رخ مي دهد) مي رسد و يك ابزار H.S.S يا ابزار آلياژي زماني كه به 70% طول عمر خود مي رسد بايد تعويض و سنگ زني شود و همان طور كه گفته شد اين موقعيت در جدول (1) و شكل (2) به صورت شماتيك نشان داده شده است(كه اين نتايج حاصل استفاده از ميكروسكوپ هاي نوري مي باشد.) در شكل (A-2) ملاحظه مي شود كه نقطه طول عمر اقتصادي براي ابزار H.S.S حدوداً 75% طول عمر ممكن ابزار است و بعد از ماشينكاري 250 قطعه از كل تعداد قطعات كه 330 قطعه است ابزار بايد سنگ زني شود و 80 قطعه آخر تحت شرايطي ماشين كاري مي شوند كه ابزار سنگ خورده باشد. . همچنين براي يك ابزار carbide نقطه تعويض ابزار وسنگ زني آن، حدود 60% عمر كل ابزار است كه در اين زمان 190 تا 200 قطعه ماشينكاري مي شود. دليل اين كه چرا يك ابزار carbide بايد زودتر از يك ابزار H.S.S و يا ابزار آلياژي سنگ زني شود آن است كه ابزار carbide داراي شكنندگي زيادتري مي باشد كه اين خاصيت شكنندگي بيشتر سبب مي شود هنگامي كه wear land عميق تر مي شود نوك ابزار به راحتي شكسته شود. زماني كه wear land عميق تر مي شود فشار زيادي از طرف قطعه كار بر روي سطح wear land وارد مي شود و وقتي ابزار carbide باشد اين فشار به طور پيوسته شوكي را به وجود مي آورد كه باعث مي شود ابزار لب پر شود. لب پر شدن بدين معناست كه نوك ابزار شكسته مي شود و همان طور كه گفته شد اين دليل عمق زياد wear land و فشار پيوسته ناشي از قطعه كار بر روي سطح wear land مي باشد مطالب گفته شده در شكل(B-2) نشان داده شده است.لب پريدگي به ندرت در ابزارهاي H.S.S و آلياژي رخ مي دهد و اين به دليل سختي و چقرمگي خوب آنها مي باشد. اگر شكستگي زياد باشد ابزار خوب و كاملاً غير قابل استفاده مي شود از اين رو به دليل آسيب زياد ناشي از فشار wear land ، نقطه برگشتي ابزار carbide براي سنگ زني بايد 60% طول عمرش باشد كه اين برخلاف مقدار 70% براي ابزارهاي برشي ديگر(H.S.S) مي باشد. روش ديگري براي اندازه گيري عمق مجاز wear land وجود دارد كه بر اساس تعريف زير از عميق مجاز به دست مي آيد: ثابت نگه داشتن يك نقطه تعويض ابزار در توليد انبوه. اين تعريف بدين معناست كه با در نظر گرفتن دقت كاري و قطعه كار و كيفيت سطح مورد نياز در توليد انبوه، آخرين قطعه اي كه داراي دقت و كيفيت لازم است را به عنوان نقطه تعويض ابزار و عمق wear land در اين زمان را عمق مجاز در نظر مي گيريم. عمق مجاز wear land كه از فرسايش مخرب ابزار جلوگيري مي كند، به اندازه ابزار نيز بستگي دارد. يك ابزار توانايي پراكنده سازي گرمايي بهتري نيست به يك ابزار كوك دارد. از اين رو در ابزارهاي بزرگ به دليل پراكنده سازي گرمايي زياد و زمان زياد براي بالا رفتن دماي نوك ابزار، فرسايش به كندي انجام مي شود. عمق مجاز wear land نسبت به اندازه ابزار در زير آمده است: up to ? (in) squar 1/32(in) 3/4 (in) and 1 (in) squar 3/64 (in) (in) and (in) squar 1/16 (in) 2(in) squar or more 1/8 (in) عمق مجاز wear land در نزديكي نقطه پرداختكاري ابزار بيشتر از نقاط ديگر است.اين قسمت وخيم ترين قسمت لبه برشي است زيرا بيشتر گرما در اين قسمت متمركز است. از اين رو زماني كه wear land مشاهده مي شود بهتر است اندازه آن در نزديكي نقطه پرداختكاري ابزار اندازه گيري شود. Crater زماني كه براده با سطح بالايي ابزار تماس مي گيرد باعث به بوجود آمدن فرورفتگي هايي در سطح بالايي ابزار، نزديك به لبه برشي مي شود. نيروهاي فرسايشي سخت كه در برابر جريان براده مقاومت مي كنند عامل به وجود آمدن اين نوع فرورفتگي ها هستند. اين نوع فرسايش را اصطلاحاً crater مي گويند. رشد crater در ابتداي امر به كندي انجام مي گيرد اما با رسيدن به مقدار معيني، سرعت رشد افزايش مي يابد. اين به دليل افزايش زياد نيروهاي فرسايشي در سطح بالا مي باشد. سطح زير وسخت بالايي ابزار مقاومت در برابر جريان براده را افزايش مي دهد و در نتيجه عمل فرسايش سريع تر انجام مي شود. با ادامه اين عمل (فرسايش در سطح بالا)، Crater به سمت لبه برشي پيشرفت مي كند كه باعث مي شود شرايط لبه بسيار ضعيف شود و اين معمولاً شكست سخت لبه برش را به دنبال دارد. رشد يك Crater و تأثير آن در شكل (A-3) نشان داده شده است. شكل(B-3) چندين تغيير مهم را كه در منطقه نزديك لبه برش، هنگامي كه Crater رخ مي دهد، نشان مي دهد. اولين تغييري كه ايجاد مي شود اين است كه زاويه شيب برش(زاويه براده) از زاويه شيب مؤثر كمتر مي شود(زاويه شيب مؤثر، زاويه بين نقطه تلاقي جايي كه شعاع Crater با سطح تماس مي گيرد و سطح افقي را گويند) با افزايش عمق Crater اين زاويه مقداري بين 30 تا 50 درجه تغيير مي كند. اندازه زياد زاويه شيب مؤثر، لبه ابزار را به مقدار زيادي ضعيف مي كند و غالباً باعث شكست لبه برش مي شود. دومين تغييري كه انجام مي شود آن است كه شعاع براده كاهش مي يابد و باعث مي شود شعاع و اندازه Crater افزايش يابد. در ابتداي انجام عمل برش غالباً خواهيم ديد كه براده در شعاع يا قوس بزرگ بوجود مي آيد اما هنگامي كه ابزار فرسوده مي شود شعاع براده كوچكتر مي شود و براده ها غالباً تكه تكه هستند. اين نشان ميدهد كه Crater بزرگتر و عميق تر شده است. بدين وسيله براده ها به صورت دايره هاي سخت از قطعه جدا مي شوند. شكست ابزار غالباً در اين هنگام به وسيله اندازه براده پيش بيني مي شود. وقتي كه ابزار در نتيجه Crater در حال شكست است، طول براده كوچك مي باشد (غالباً يبن in تا in ) و بايد در اين هنگام از شكست كامل ابزار از طريق سنگ زني و پرداختكاري دقيق مجدد، جلوگيري كنيم. سومين تغييري كه ديده مي شود آن است كه اندازه لبه built-up تغيير مي كند. وقتي Crater به سمت لبه برشي پيش مي رود، اين لبه (built -up) كوچكتر مي شود. اندازه لبه built-up به گسترش شيب مؤثر بستگي دارد. يعني اين كه وقتي Crater بزرگتر مي شود شيب مؤثر افزايش مي يابد كه در نتيجه اين عمل اندازه لبه built - up كاهش مي يابد. ابزاري كه بتواند در برابر رشد Crater مقاومت زيادي داشته باشد، از طول عمر بيشتري نسبت به ابزاري كه مقاومت كمتري در براب Crater دارد، برخوردار مي باشد. هر چيزي كه شروع و رشد يك Crater مقاومت زيادي داشته باشد، از طول عمر بيشتري نسبت به ابزاري كه مقاومت كمتري در برابر Crater دارد، برخوردار مي باشد. هر چيزي كه شروع و رشد يك Crater را به تأخير بياندازد، در افزايش طول عمر ابزار مؤثر است. چگونه شروع يك Crater را به تأخير بيندازيم؟ توسعه منطقه Crater بستگي زيادي به دو فاكتور دارد: 1. واحد فشار وارد بر لبه 2. مقاومت در برابر جريان براده با مينيمم كردن اين دو عامل مي توانيم شروع يك Crater را و در نتيجه رشد آن را به تأخير بيندازيم. واحد فشار وارد برلبه به مقدار براده برداري و زاويه برش بستگي دارد. وقتي براده برداري از قطعه كم و به صورت آهسته انجام شود، Crater نسبت به هنگامي كه براده برداري زياد است، نزديك تر به لبه برش شروع به شكل گيري مي كند. از اين رو با افزايش بار، Crater در فاصله زيادي از لبه برش شروع به شكل گيري و رشد مي كند و اين، زمان زيادي را مي خواهد تا اين كه رشد Crater براي لبه برشي مخرب باشد.(واحد فشار وارد بر لبه با نزديك شدن Crater به لبه برش افزايش مي يابد.) مقدار زاويه برش تأثير قطعي در واحد فشار وارد بر لبه برش و از اين رو در شكل گيري Crater دارد. بزرگ شدن زاويه برش باعث كم شدن واحد فشار لبه ميشود(شايد دليلش همان شكل گيري Crater درمناطق دور از لبه برش باشد.) بنابراين براي به تأخير انداختن شروع يك Crater زاويه برشي را تا حد امكان بايد افزايش داد. مقاومت در برابر جريان براده شايد مهمترين عامل درتوسعه Crater باشد. هر چيزي كه بتواند اين مقاومت را كاهش دهد در شكل گيري Crater تأخير ايجاد مي كند و در نتيجه عمر ابزار را افزايش مي دهد. حال چگونه مقاومت در برابر جريان براده را كاهش دهيم. سه راه حل مهم در كاهش مقاومت در برابر جريان براده وجود دارد: 1. پرداختكاري دقيق و جلا دادن سطح بالاي بازار 2. سنگ زني در جهت جريان براده 3. انتخاب يك روان ساز مناسب كه فرسايش بين جريان براده و سطح بالا را كاهش دهد. از اين سه راه حل، راه حل هاي اول و دوم معمولاً شكل گيري Crater را بيشتر به تأخير مي اندازند و باعث افزايش بيشتر طول عمر ابزار نسبت به راه حل سوم مي شوند. حال به تجزيه و تحليل اين دو راه حل مي پردازيم. درجه پرداختكاري در سطح بالا در تشكيل Crater و طول عمر ابزار دخالت دارد. اگر سطح بالايي ابزار توسط يك چرخ زبر و خشن سنگ زني شود يك سري از شيارهاي نسبتاً عميق در سطح بالايي ابزار شكل مي گيرد كه به creating hills valleys معروفند(شكل 4) زماني كه نوك هاي hills باريك و نسبتاً كوچك هستند، سطح تماس براده با سطح بالايي ابزار بسيار جزيي است و در نتيجه مقاومت سطحي كمي در برابر جريان براده خواهيم داشت كه اين منجر به تأخير در شكل گيري و رشد Crater مي شود. اما زماني كه نوك هاي hills در اثر جريان براده ساييده و خورده مي شوند، سطح تماس براده با سطح بالايي ابزار افزايش مي يابد كه اين منجر به رشد سريع Crater در سطح بالا مي شود. پرداختكاري دقيق مي تواند شروع Crater را به تأخير بياندازد. شيارها در يك پرداختكاري دقيق خيلي كوچك و در عين حال بسيار زياد هستند و براده برخلاف تعداد زيادي از نوك hills جريان مي يابد. در اين حال سطح تماس براده با سطح بالايي ابزار بسيار كم است و همين باعث به تأخير افتادن شكل گيري و رشد Crater مي شود. جهت سنگ زني در سطح بالا، تأثير بسزايي در مقاومت در برابر جريان براده دارد. برا اين كه يك مقاومت مينيمم را در برابر جريان براده داشته باشيم. بايد خط هاي سنگ زني در سطح بالايي ابزار جهش يكسان با جهت جريان براده داشته باشد. اگر خط هاي سنگ زني زاويه اي متضاد نسبت به جهت جريان براده داشته باشند باعث افزايش مقاومت در برابر جريان براده شده و در نتيجه شكل گيري و رشد Crater به همراه خواهند داشت. در آزمايشاتي كه به عمل آمد نشان داده شد در ابزارهايي كه جهت سنگ زني آنها با جهت جريان براده يكسان است، عمر آنها 30% بيشتر از عمر ابزارهايي است كه جهت سنگ زني آنها برخلاف جهت جريان براده است. ممكن است شرايطي بوجود آيد كه هم جهت سازي خط هاي سنگ زني با جهت جريان براده بسيار مشكل باشد مانند ابزارهاي فرم تراشي. در اينجا هم ممكن است كارهايي بتوانيم انجام دهيم كه جهت اين گونه خطاها(خط هاي سنگ زني) را آنقدر تغيير دهيم كه در جهت درست قرار گيرد. اين عمل به وسيله سنگ زني قسمت هاي نزديك به لبه برشي انجام مي شود كه اين موضوع در شكل (5) نشان داده شده است. براي كاستن زمان سنگ زني، سنگ بايد طوري قرار گيرد كه زاويه آن با زاويه لبه برش 1 تا 3 درجه اختلاف داشته باشد. اين عمل سطح باريكي را كه حدوداً عرض آن in 1/0 مي باشد به وجود مي آورد. حركت سنگ بايد در جهت جريان براده باشد. اين عمل تا زماني كه خط هاي سنگ زني هم جهت با جريان براده شوند، بايد ادامه پيدا كند. در آخر پيشنهاد مي شود كه سنگ زني همه شكل از ابزارها بايد به صورت گفته شده انجام شود يعني سعي كنيم خط هاي سنگ زني در جهت جريان براده باشند كه قيمت عرف ابزار و افزايش عمر ابزار را در اين كار به دنبال خواهد داشت كه بسيار باارزش و معتبر است. به علاوه پرداختكاري بهتر قطعه كار نيز نتيجه اين كار است. |+|
تحولی عظیم در قالبسازی با استفاده از دستگاههای اسپارك و وایركات مدرن
شهر تورینگتون واقع در آمریكا:
|+|
تحولی عظیم در قالبسازی با استفاده از دستگاههای اسپارك و وایركات مدرن
شهر تورینگتون واقع در آمریكا:
|+|
گريدهای گرافيت و نقش آنها در عملكرد اسپارك امروزه درآمریكا برای انتخاب جنس الكترود،گرافیت بیشترین مصرف را دارد.اگرتفاوت بین گریدهای گرافیت شناخته نشده باشند، انتخاب بهترین گرید گرافیت برای یك كاربرد خاص مشكل خواهد بود.انتخاب گرافیت می تواند عامل كلیدی در موفقیت یاشكست نتایج خواسته شده از تجهیزات باشد.دامنه گسترده ای از گریدهای گرافیت ساخته شده توسط سازندگان گوناگون وجود دارد.هرسازنده مواد اولیه،تكنیك تولید و كنترل فرآیند متفاوتی دارد كه درنتیجه محصول نهایی متفاوت خواهدبود.گریدهای هرسازنده برای بهترین عملكرد درهركاربرد خاص تعریف شده است.بمنظور انتخاب ماده،هرسازنده یك دفترچه مشخصات فنی برای تولیداتش منتشر می كند اماهیچ استانداردی برای آن وجود ندارد.از آنجاییكه هرگرید گرافیت شبیه گرید دیگر است مشخصات ظاهری نمی تواند معیار انتخاب باشد.هر گرید باید با خواص و مشخصه های فیزیكی اش انتخاب شود.برای اینكه این كار ساده باشد،گریدهای مختلف گرافیت به شش كلاس (براساس متوسط اندازه ذرات) گروه بندی شده اند.فقط چهار كلاس از این شش كلاس برای الكترودهای اسپارك و فرآیند EDM مناسب هستند. |+|
ماشِنهای فرز در صنعت دستگاه هاي زيادي موجود است اما دستگاه فرز مهمترين و دقيقترين دستگاه صنعتي ايست که داراي انواع متعددي نيز ميباشد. ابزار برنده اين دستگاه را تيغ فرز نامند تقريبا کارهايي را که ميتوان روي اين دستگاه انجام داد ۱- صفحه تراش ۲- سياردر آوردن ۳- برش ۴- کنار تراشي ۵- چرخدنده تراشي ۶- چرخ دنده مارپيچ تراشي ۷- کارهاي کپيه بوسيله ماشين فرز کپي ۸- فرم تراشي بوسيله تيغ فرز فرم. ماشِنهای فرز را به طور کلی می توان به دو دسته تقسِم کرد: ۱-ماشِنهای فرز عمومی. ۲-ماشِنهای فرز مخصوص. ماشِنهای فرز عمومی خود به ماشِنهای فرز افقی و عمودی تقسِم می شود. ماشِنهای فرز افقی: محور اين نوع ماشينهاي فرز افقي و ميز انها در سه جهت عمود بر هم -طولي و عرضي و قائم حرکت مي کند. ماشينهاي فرز افقي ممکن است ساده يا اونيورسال باشند. ميز ماشينهاي فرز افقي اونيورسال علاوه بر حرکات مذکور دور محور قائم مي چرخد و در نتيجه نه تنها در جهت موازي يا عمود بر محور ماشين بلکه در امتداد هر زاويه اي نسبت به آن در صفحه افقي حرکت مي کند. ماشينهاي فرز افقي بيشتر براي تراشيدن سطوح و شيارهاي مستقيم و مارپيچ و فرم تراشي و رنده تراشي به کار مي رود. قسمتها اصلي ماشين فرز افقي ساده : ۱- ستون ۲- محور مکانيزم جعبه دنده ۳-جعبه دنده سرعت ۴- ميز ۵- بازوي فوقاني ۶- گلويي ۷- صفحه رنده بند ۸- زانوي ماشين ستون ماشين از آهن ريختگي و به شکل قوطي ساخته شده و در داخل آن الکتروموتور مکانيزمهاي محرک ، جعبه دنده سرعت ، مکانيزم بار و گلويي ماشين سوار شده اند. زانوي ماشين تکيه گاه محکمي براي ميز ماشين است و در قسمت فوقاني ان راهگاههايي جهت حرکت ميز تعبيه شده است. براي اينکه بتوان قطعه کار را به طور عمودي بار داد زانوي ماشين را طوري مي سازند که بتواند در روي ستون قائم حرکت کند. گلويي ماشين محوري است فولادي و مجوف که در ان تيغه هاي فرز ثابت مي شوند . جعبه دنده سرعت براي تغيير دادن سرعت دوراني گلويي (محور) در نظر گرفته شده است. جعبه دنده بار براي حرکت ميز در سه جهت به کار مي رود. ماشين فرز عمودي : ساختمان ماشين فرز عمودي همانطور که از عکس پيداست شبيه ماشين فرز افقي ست با اين تفاوت که محور آن قائم است و ميز آن در سه جهت عمود به يکديگر حرکت مي کند. از ماشينهاي فرز قائم بيشتر براي تراشيدن سطوح به وسيله فرز هايي که لبه برنده شان روي پيشاني آنها قرار دارد استفاده مي کنند. انواع تيغه هاي فرز : عمليات مختلفي که به وسيله تيغه هاي فرز انجام مي گيرد موجب تنوع شکل و اندازه اين ابزارها شده است. چنانچه از اين لحاظ بر تمام ابزارهاي ديگر که در ماشين سازي مورد استفاده واقع مي شوند رجحان دارد. با اين حال انتخاب تيغه فرز در اغلب موارد به هيچ وجه دشوار نيست زيرا شکل و اندازه سطحي که بايد فرز کاري شود و کيفيت عمل فرز کاري (زبر تراشي يا پرداختکاري) شکل و اندازه فرز را مشخص مي کند. شکل هندسي تيغه فرز به شکل هندسي رنده برنده است و علاوه بر لبه برنده اصلي يک يا دو لبه فرعي دارد. تيغه هاي فرز را مي توان از لحاظ زير تقسيم بندي کرد : الف) وضع دنده ها نسبت به محور تيغه فرز : فرز هاي غلطکي و مخروطي و زاويه اي و پيشاني تراشي. ب) شکل دنده ها : فرز هاي دنده راست و دنده مارپيچ و دنده کج. ج) ساختمان داخلي : فرزهاي يکپارچه ساده و مرکب و چندپارچه. د) طريقه بستن تيغه فرز : فرزهاي سوراخدار و انگشتي. ه) طرز انجام کار : فرزهاي غلطکي و پولکي و زاويه اي و پيشاني تراش و فرم تراش و دنده تراش و پيچ تراش و غيره. تيغه هاي فرز را بر حسب شکل و نوع کاري که انجام مي دهند به شرح زير تقسيم بندي مي کنند : ۱- فرز هاي غلطکي : فرز هاي غلطکي با دنده هاي راست يا مارپيچ که بر سطح جانبي استوانه اي قرار گرفته است براي تراشيدن سطوح همواره به کار مي رود. امروزه بيشتر فرزهاي غلطکي را با دنده هاي مارپيچ مي سازند. لبه برنده اين فرزها تدريجا در کار فرو مي رود و در نتيجه تيغه فرز آرامتر کار مي کند و سطح تراشيده شده به وسيله آن هموارتر و صاف تر ميشود. بعلاوه هدايت براده در اين فرزها بهتر انجام مي گيرد زيرا خود دنده فرز نيز در کنار زدن براده کمک مي کند. چون شماره دنده هاي فرز مارپيچي که در ان واحد با هم کار مي کند زيادتر از فرز هاي دنده راست است مي توان از شماره دنده هاي آن کاست و در نتيجه دنده هاي آنها را درشت تر از دنده هاي فرز دنده راست هم قطر آنها ساخت و به اين ترتيب هم بر استحکام دنده هاي فرز افزود و هم فاصله بين دنده ها را براي هدايت براده زيادتر کرد. امروزه از فرز هاي دنده راست فقط براي تراشيدن سطوح به عرض ۳۵ ميليمتر استفاده مي کنند . زاويه تمايل دنده هاي مارپيچي را براي فرز هاي دنده ريز در حدود ۲۰ تا ۲۵ و براي فرز هاي دنده درشت در حدود ۵۰ تا ۵۵ درجه انتخاب مي کنند. نقص فرز هاي دنده مارپيچ اين است که هنگام فرز کاري با آنها فشار محوري ايجاد مي شود. مقدار اين فشار به زاويه تمايل دنده ها بستگي دارد. به اين دليل گاهي دو تيغه فرز دنده مارپيچ را که جهت تمايل دنده هاي آنها مخالف يکديگر (يکي راست و ديگري چپ است ) ولي زاويه تمايل آنها مساوي است روي ماشين فرز مي بندند تا فشار محوري آنها روي آربور و محور ماشين خنثي شود. ۲- فرز هاي پولکي : اين فرزها را براي در آوردن شيارهاي مختلف و بريدن فلزات و کارهاي ديگر به کار مي برند. دنده هاي فرز شيارتراشي هم از جلو و هم از طرفين کار را مي تراشند يعني سطح جانبي فرز عمل اصلي فرز کاري را انجام مي دهد و پيشاني هاي آن جدار شيار را صاف و پرداخت مي نمايد. فرز هاي پولکي براي در آوردن شکافهاي باريک (شيار سرپيچها و غيره ) و بريدن فلزات به کار مي روند و گاهي فرزهاي اره اي نيز ناميده مي شوند. به وسيله اين تيغه فرزها مي توان شکاف هايي به عرض ۳/۰ تا ۴ ميليمتر در فلزات ايجاد نمود. فرزهاي غلطکي و پولکي بزرگ را اغلب دو پارچه مي سازند يعني بدنه فرز را از فولاد معمولي و تيغه هاي آن را از فولاد هاي ابزار يا تندبر ساخته به يکديگر متصل مي کنند. 0- فرزهاي انگشتي : اين فرز ها داراي ساق مخروطي يا استوانه اي هستند که به وسيله کلاهک يا فشنگهاي مخصوص در سوراخ محور ماشين فرز محکم مي شوند. از اين فرز ها براي تراشيدن شيارهاي باريک به اشکال مختلف استفاده مي شود. |+|
نكاتی سودمند در انتخاب پارامترهای ابزار در فرزكاری فلزات سخت شده در اين مقاله فرزكاري سرعت بالاي قطعات سخت شده تشريح شده است. ماشينكاري سرعت بالا (HSM)machining) High speed) فولاد سخت شده نه تنها پيچيده و بغرنج نيست بلكه با رعايت يك سري اصول پايه آسان خواهد شد. ROUGHING & SEMI- FINISHING
rpm پيشنهادی برای خشن تراشی و پرداخت اوليه (semi-finishing) برای ball end
|+|
ماشين كاری با جت آب و ذرات ساينده
اگرچه سالهاست كه از استفاده از تكنولوژی جت مواد ساینده و جت آب میگذرد لیكن اخیراً این دو فرآیند در زمینه بازار ماشین ابزار جایگاه مناسبی پیدا كرده است. این موضوع مهم و قابل توجه است و تعدادی از نوآوران قدیمی با استفاده از جایگزینی و تكمیل فرآیندهای معمولی ماشینكاری خود با استفاده از این دو فرآیند (ماشینكاری با جتآب و جت مواد ساینده) سود فراوانی بردهاند.
اخیراً بر طبق گزارش Frost و Sullivan كه یك شركت بازاریابی كار میكنند، اعلام نمودهاند كه abrasive waterjet به نحو چشمگیری رشد و گسترش قابل ملاحظهای پیدا كرده است. رشد 1/9 درصد در فاصله سالهای 2002-1997 برای بازار واترجت و جت مواد درآینده پیشبینی میشود. هم واترجت و هم لیزر قادرند فلزات و دیگر مواد را برش دهند. ولیكن دستگاههای واترجت ارزانتر از دستگاههای لیزر میباشند و عملاً دستگاههای واترجت برتر از ماشینهای برش معمولی میباشند. چرا تعداد زیادی از مردم به خرید دستگاههای واترجت روی آوردهاند، چون میتوانند سریع برنامهریزی كرده و در مدت كوتاهی پولدار شده و سود زیادی عایدشان شود. همچنین میتوانند سریعاً تنظیمات دستگاه را انجام داده و كل مجموعه تنظیمات را چك كنند. آنها از ابزار دستگاه خیلی تعریف میكنند، زیرا ابزار هم در ماشینكاری اولیه و هم در ماشینكاری ثانویه (نهایی) یكی است و نیازی به تغییر ابزار نمی باشد. سرعت ساخت قطعات بسیار بالا و خارج از تصور میباشد. این روش باعث ایجاد اثرات حرارتی روی قطعه نمیشود. آنها میتوانند هزینه خرید دستگاه را در مدت كوتاهی تامین نمایند. شما قبلاً عبارات واترجت و جت مواد ساینده را شنیدهاید، این مهم است كه بدانید جهت مواد ساینده همان واترجت نمیباشد، اگرچه خیلی به هم شبیه هستند. تكنولوژی جتآب به حدود 20 سال پیش برمیگردد و جت مواد ساینده حدوداً 10 سال بعد به وجود آمد. اساس هر دو روش مبتنی بر افزایش فشار آب تا حد خیلی زیاد و خروج آب از یك روزنه كوچك به خارج میباشد. سیستم واترجت از یك باریكه آب استفاده میكند كه از دهانه (orifice) خارج میشود و میتواند مواد نرمی از قبیل پارچه و مقوا را برش دهد و لیكن نمیتواند مواد سختتری را برشكاری كند. آب در دهانه ورودی از 20 تا 55 هزار پوند بر اینچ مربع تحت فشار قرار میگیرد، سپس از دهانه (jewel) كه قطر آن به طور نمونه 015/0-010/0 اینچ میباشد. با فشار خارج میشود .در سیستم جت مواد ساینده، مواد ساینده به جتآب افزوده شده تا بتواند مواد سختتر را نیز برش دهد. سرعت خیلی زیاد جت آب باعث ایجاد خلاء شده و مواد ساینده را به داخل نازل مكش میكند. اغلب مردم زمانی كه منظورشان جت ساینده است، به غلط اصطلاح واترجت را به كار میبرند. یك مجموعه كامل نازل واترجت حدود 500 تا 1000 دلار میباشد در صورتی كه نازل جت سازنده حدود 800 تا 2000 دلار هزینه در بر دارد. هزینه عملیاتی جت مواد ساینده به خاطر سایش تیوپ مخلوطكننده مواد ساینده با آب و همچنین به خاطر مصرف مواد ساینده نسبت به واترجت خیلی زیاد است. تنها محدودیت جتآب نازلهای آن میباشد . jewel دارای سوراخ بسیار ریزی بوده كه آب با فشار از آن به بیرون پاشیده میشود. Jewel ممكن است ترك برداشته و یا در اثر رسوب در آن مسدود شود.چنانچه دهانه یاقوتی نازل در اثر ورود مواد زائد و گرد و كثافت در دهانه ورودی آب (inlet water) مسدود شود میتوان براحتی و با استفاده از یك فیلتراسیون مناسب از بروز چنین مواردی جلوگیری نمود. رسوبات در اثر مواد معدنی موجود در آب نیز ممكن است پدید آید. Jewelها را میتوان در مدت زمان كوتاهی درحدود 2 تا 10 دقیقه تعویض نمود. همچنین قیمت بالایی نداشته و حدود 5 تا 50 دلار میباشد، البته نازلهای الماسه نیز وجود دارند ولیكن قیمت آنها حدود 200 دلار میباشد و همچنین ساخت آنها نیز مشكلتر از نازلهای یاقوتی میباشد. ابعاد و شكل هندسی دهانه نازل در نحوه عملكرد آن تاثیر بسیار مهمی داشته و در مورد نازلهای الماسی تامین این دقت و تلرانس كمی مشكل و هزینهبر میباشد. محدودیتهای موجود در مورد نازلهای مربوط به جت مواد ساینده : نازلهای جت مواد ساینده علاوه بر طرح سادهای كه دارند بعضا ایجاد مشكلاتی نیز میكنند. طرحهای گوناگونی ساخته شدهاند ولی همگی در بروز یكسری مشكلات مشترك هستند. تیوپ مخلوطكننده یك قطعه و مجموعه گرانقیمت بوده و به علت سایش در اثر مواد ساینده دارای عمر كوتاهی نیز میباشد. همانطوری كه گفته شد، جت مواد ساینده قادر است هر چیزی را برش دهد و این توانایی بالای فرسایش و در نتیچه آن برش مسیر عبور و تیوپ مخلوطكننده را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و همین مسئله در افزایش قیمت نهایی قطعه تولیدی تاثیر میگذارد. از دیگر مشكلات موجود در مورد دستگاههای جت مواد ساینده این است كه تیوپ مخلوطكننده نه همیشه بلكه گاهگاهی مسدود میشود. معمولاً علت این امر در اثر مواد زاید و كثیف (dirt) و همچنین دانههای مواد ساینده كه از اندازه استاندارد بزرگتر باشند نیز حاصل میشود. مزایای ماشینكاری با جت مواد ساینده : برنامهریزی و تنظیم فوقالعاده سریع:در این فرآیند نیازی به تغییر ابزار جهت كارهای مختلف نمیباشد، برعكس دیگر دستگاههای ماشینكاری كه حتی برای تعویض ابزار نیز باید برای دستگاه برنامهریزی كرد. تنها برنامهریزی لازم برای انجام عملیات ارائه نقشه قطعه به دستگاه میباشد و اگر مشتری نقشه قطعه كار را روی یك دیسكت به شما تحویل دهد، نصف كار انجام شده است و این به این معنی است كه شما در تولیدات كم و حتی تكسازی هم میتوانید سود قابل توجهی ببرید. برای اغلب كارها نیاز به فیكسچر خیلی ساده ای نیاز است:برای مواد تخت میتوان پس از قرار دادن آنها روی میزكار با قراردادن دو وزنه 10 پوندی روی آن قطعه كار را فیكس نمود و برای قطعات كوچك میتواند با استفاده از رویندهای كوچك، كار را محكم نمود. امكان ماشینكاری تقریباً هر قطعه دو بعدی و برخی از قطعات سه بعدی امكان ماشینكاری شعاعها و گوشههای داخلی با شعاع كم امكان ساخت فلانج كاربراتور با سوراخها و همه چیزهای لازم آن برخی از دستگاههای فوقالعاده پیشرفته قادر به ماشینكاری سه بعدی نیز میباشند. ماشینكاری سه بعدی نیازمند و مستلزم دقت زیادی میباشد. به همین دلیل ماشینكاری سه بعدی صرفاً جهت كاربردهای خاص به كار میرود. به هر حال ماشینكاری جت مواد ساینده دارای توانمندی فوقالعاده در تولید اشكال دو بعدی است و لیكن در مورد اشكال سه بعدی دارای محدودیتهایی میباشد. اعمال نیروی جانبی بسیار كم به قطعه حین ماشینكاری : بدین معنی كه شما میتوانید با اطمینان قطعاتی كه ضخامت دیواره آنها به كوچكی 0025/0 اینچ باشد را به راحتی و بدون تركیدگی و یا حتی لبپریدگی، ماشینكاری كنید. همچنین پایین بودن زیاد میزان نیروی جانبی برش این امكان را فراهم میكند تا بتوان اشكال لانه زنبوری و تو در تو تولید نموده و با این كار را از متریال حداكثر استفاده را كرد. اغلب هیچ گونه گرمایی روی قطعه كار ایجاد نمیشود.شما میتوانید قطعه كار را ماشینكاری كنید. بدون ایجاد افزایش دما و سخت شدن قطعه كار ، بدون تولید دودهای سمی و بدون ایجاد پیچیدگی در قطعه كار. شما میتوانید قطعاتی را كه قبلاً سختكاری شدهاند و عملیات حرارتی بر روی آنها انجام شده است را به راحتی ماشینكاری كنید. در ایجاد سوراخ بر روی فولاد به ضخامت 2 اینچ حداكثر دمای قطعه كار به 120 درجه فارنهایت میرسد و لیكن ماشینكاری بر روی دیگر قطعات در دمای اتاق انجام میشود. نیازی به ایجاد سوراخ اولیه نمیشود: بر خلاف ماشینكاری با وایركات كه نیاز به ایجاد سوراخ اولیه میباشد در این روش نیازی به ایجاد سوراخ اولیه نمیباشد. موضوع ضخامت قطعهكار : محدودیت مشخصی برای ضخامت معلوم نمیباشد و لیكن سرعت برش تابعی از ضخامت قطعه كار میباشد. عدم آسیبرسانی به محیط : شما میتوانید از مواد ساییده شده قرمز رنگ كه از garnet بجای مانده است جهت تزئین باغچه استفاده كنید حتی اگر شما میخواهید قطعات زیادی از جنس مواد خطرناك از قبیل سرب و ? را ماشینكاری كنید، این مهم است كه مقدار خیلی كمی از ماده برداشته میشود. این خود در حفاظت محیطزیست موثر است. باقی مانده مواد خام نیز قابل استفاده است :هنگام ماشینكاری قطعات گرانقیمت از قبیل تییانیوم، باقی مانده ماده خام نیز ارزشمند است زیر عرض برش این فرآیند كوچك بوده و پس از تولید قطعه اصلی، میتوان از مواد باقی مانده مجدداً قطعات دیگری تولید نمود. تنها و تنها فقط به یك ابزار نیاز است :در این روش نیازی به تغییر ابزار نمیباشد و حتی نیازی به برنامهریزی جهت تغییر ابزار نمیباشد. برنامهریزی و تنظیم دستگاه و تمیز كردن نیز زمان زیادی نمیبرد، از این رو در این روش سرعت تولید و بهرهوری خیلی زیاد است. افسانهها و موهومات معمول در مورد جت مواد ساینده : اوه! شما میتوانید فولاد به ضخامت 6 اینچ را با آب ببرید!؟ خیر! اگر شما مشاهده میكنید كه یك قطعه فولادی به ضخامت 6 اینچ در حال برشكاری است، بدانید كه این واترجت نیست بلكه جت مواد ساینده است كه این كار را انجام میدهد. وظیفه آب در اینجا فقط اعمال شتاب فوقالعاده زیاد بر مواد ساینده است. و این مواد ساینده است كه فولاد را میبرد، نه آب! عمر نازل برشكاری : به اشتباه خیال میشود كه عمر نازل خیلی مهم و حساس است و این در حالی است كه عمر قسمت نازل دستگاه اهمیت آن چنانی ندارد و آنچه كه مهم است عمر تیوپ مخلوطكننده مواد ساینده با آب است. Orifice یا jewelها ارزان هستند و اصلاً قابل قیاس با تیوپ اختلاط نمیباشد. Jewelها (قسمت نازل یا دهانه خروجی آب است كه از جنس لعل یا یاقوت میباشد) تقریباً ارزان و حدود 15 تا 50 دلار میباشند و این در حالی است كه قیمت تیوپ مخلوطكننده 100 تا 200 دلار میباشد. Jewelها نوعاً در اثر رسوبات معدنی موجود در آب آسیب میبینند كه البته این رسوبات قابل برداشت میباشند. Jewel از جنس یاقوت قرمز و آبی تقریباً یكسان هستند و تفاوتشان فقط در رنگشان است. علت رنگ قرمز rubyها به علت درصد بالای كرم موجود در آنها بوده و در مقابل sapphireها علت رنگ آبی، درصد بالای آهن موجود در آنها است ولیكن هر دو سنگ یاقوت معدنی میباشند. اما اگر هنوز عمر مفید نازل برای شما خیلی مهم است میتوانید بجای نازل از جنس یاقوت قرمز یا آبی، از نازل الماسه استفاده كنید ولی بهتر است فعلاً از یك سامانه مناسب فیلتراسیون آب استفاده كنید. مدت كاركرد مفید تیوب مخلوطكننده چقدر است؟ برای روشن شدن موضوع بدانید استفاده از یك تیوب مخلوطكننده كهنه و آسیب دیده در اثر كاركرد مانند بكارگیری یك تیغچه الماسه كند شده میباشد. این مشكل است كه بگوییم چه وقت یك تیوب كاملاً آسیب دیده و قابل كاربرد نمیباشد. اما این مهم است كه ساییدگی در تیوب باعث كاهش كارآیی ماشینكاری میگردد. برای كارهای دقیق بهتر است از یك تیوب جدید استفاده نمود. عمر مفید تیوب به پارامترهای زیادی بستگی دارد، به عنوان مثال نوعاً از 20 تا 100 ساعت میتواند عمر مفید متوسط فرض شود. البته با توجه به شرایط ممكن است از این زمان سریعتر یا كندتر نیز سایش اتفاق بیفتد كه البته باز به شرایط كاری بستگی دارد. پس هزینه اصلی عملیاتی چه چیزی است؟ وقتی هزینههایی از قبیل تیوب اختلاط و دهنههای نازل كه قطعات گرانقیمت و فرسایشی هستند را مورد توجه قرار میدهید بایستی هزینه كل عمیات را نیز در نظر گرفته و آن را با سودمندی و قدرت تولید دستگاه مقایسه كنید وقتی شما چنین مقایسهای را انجام دهید خواهید دید كه دستگاه جت مواد ساینده شاید سودآورترین دستگاه در كارگاه شما باشد. توجه داشته باشید كه قیمت ساعت كار دستگاه بین 20 تا 35 دلار متغیر است. البته كارگاههایی نیز مشاهده شدهاند كه به علت انجام كارهای فوقالعاده دقیق، ساعت كار دستگاهشان بین 500 تا 2000 دلار میباشد. البته كمی غیر عادی نیز میباشد و همچنین گاهگاهی كارگاههایی نیز دیده میشوند كه كارهایی انجام میدهند كه انجام آنها با سایر روشها یا تقریباً غیر ممكن و یا با استفاده از روشهایی كه بتواند جایگزین جت مواد ساینده شود، خیلی گران میشود. تلرانسها و دقتهای قابل دستیابی : جهت تولید قطعات دقیق نیاز به دستگاه دقیق نیز میباشد. البته پارامترهای دیگری نیز وجود دارند كه مهم و قابل توجه میباشند. یك میزكار دقیق در دقت كار تاثیر دارد. فاكتور اصلی در دقت و تلرانس، نرمافزار دستگاه است نه سختافزار آن! تلرانس قابل دستیابی به مقدار زیادی به مهارت استفاده كننده بستگی دارد. اخیراً پیشرفتهای مهمی در خصوص كنترل فرآیند جهت دستیابی به تلرانسهای بالاتر صورت گرفته است. دستگاه 10 سال پیش دارای تلرانس كاری بین 060/0 تا 10/0 اینچ بوده است و لیكن امروزه دستگاههایی تولید شدهاند كه قادرند قطعاتی با تلرانس 002/0 اینچ تولید كنند. جنس قطعه كار : مواد سختتر نوعاً پس از برشكاری كمتر taper شدهاند و این مسئله در تعیین میزان تلرانس قابل دستیابی، قابل توجه است. ضخامت قطعه كار : هنگامی كه ضخامت قطعه كار افزایش مییابد، كنترل رفتار خروجی جت ساینده در محلی كه از قطعه كار خارج میشود، مشكل میگردد و هر چه ضخامت قطعه كار افزایش یابد، میزان شیبدار شدن و احتمال لبپریدگی افزایش مییابد. دقت میزكار : واضح است است دقت بالاتر وقتی حاصل میشود كه حركت میز دقیقتر و قابل كنترلتر باشد. استحكام و پایداری میزكار: ارتعاشات بین سیستم حركتی و قطعه كار و ضعف در كنترل سرعت و تغییر ناگهانی در وضعیت دستگاه میتواند باعث بروز عیب در قطعه كار گردیده كه اغلب witness marks نامیده میشود . كنترل جت مواد ساینده : چون اساساً ابزار برشی جریانی از آب پر فشار همراه با مواد ساینده است، هنگام خروج از قطعه كار حالت اریب شكل بوجود میآید، لذا جهت حصول تلرانس و دقت لازم بایستی این عقبافتادگی با كنترل مناسب جبران گردد. این مسلئه عقبافتادگی (lag) میتواند در موارد ذیل بروز اشكال نماید : الف- در اطراف منحنیها هنگامی كه جت میخواهد از یك مسیر منحنی شكل عبور نماید، lag باعث شیبدار شدن میگردد، بنابراین برای جلوگیری از این امر بایستی سرعت حركت خطی مسیر برش را پایین آورد و اجازه داد كه قسمت انتهایی جت و قسمت ابتدایی آن كه این دو مابین محل ورود جت و محل خروج آن از قطعه كار قرار دارد در یك راستا قرار گرفته و از شیبدار شدن آن جلوگیری گردد. ب- گوشههای داخلی هنگامی كه جت وارد یك گوشه داخلی از مسیر برش میگردد بایستی سرعت پیشروی را پایین آورد تا عقبافتادگی قسمت انتهایی جت جبران شده و مسیر برش صاف و بدون شیب تولید شود در غیر این صورت احتمال افزایش شعاع گوشه وجود خواهد داشت. همچنین پس از اتمام ماشینكاری گوشهها و رسیدن به خط مستقیم نبایستی سرعت پیشروی یكمرتبه افزایش یابد زیرا این عمل باعث پس زدن ناگهانی جت و آسیبدیدگی قطعه كار میگردد. ج- میزان پیشروی هنگامی كه سرعت پیشروی كاهش داده میشود، عرض مسیر برش به مقدار اندكی افزایش مییابد. د- شتاب هر گونه حركت ناگهانی از قبیل تغییر در میزان پیشروی به طور ناگهانی باعث آسیبدیدگی قطعه كار میگردد. لذا بایستی برای كارهای فوقالعاده دقیق، شتاب به خوبی كنترل گردد. هـ- فاصله نازل تا قطعه كار برخی از نازلها نسبت به برخی دیگر باعث شیبدار شدن بیشتری در مسیر برش میگردد. نازلهای بلندتر معمولاً شیب كمتری ایجاد مینمایند، كاهش فاصله نازل تا سطح قطعه كار باعث كمتر شدن شیب میگردد. و- عرض برش عرض برش كه همان قطر یا عرض پرتو جت میباشد، مشخص میكند كه تا چه حد شما میتوانید گوشههایی تیز و با حداقل شعاع گوشه تولید نمایید. تقریباً كوچكترین قطر پرتو جت تولید عرض برشی به پهنای 030/0 اینچ مینماید. دستگاههایی با قدرت عملیاتی بالاتر نیازمند نازلهای بزرگتری میباشد زیرا حجم آب و مواد ساینده نیز بیشتر خواهد بود. ز- ثبات فشار پمپ تغییرات در فشار پمپ واترجت میتواند باعث ایجاد اثراتی بر روی قطعه نهایی گردد. بنابراین لازم است كه در حین انجام عملیات طوری برنامهریزی گردد كه تغییرات فشار پمپ به حداقل رسیده تا از ایجاد اثرات نامطلوب بر قطعه كار جلوگیری شود و این موضوع بخصوص در مواردی كه تلرانس مورد نظر در حدود 005/0 اینچ باشد، رعایت این مسئله الزامی است پمپهای قدیمیتر اغلب بیشتر باعث بروز چنین مشكلاتی میشدند ولیكن پمپهایی كه با استفاده از سیستم میللنگ كار میكنند باعث توزیع فشار یكنواختتر و منظمتر میگردند. ح- تجربه اپراتور با توجه به فاكتورهای ذكر شده سیستم جت مواد ساینده قادر است قطعات را با تلرانسی از 020/0 اینچ تا 001/0 اینچ تولید نماید. امتیاز و برتری یك دستگاه جت مواد ساینده نسب به نوع مشابه خود، در سهولت دستیابی به تلرانسهای مذكور میباشد در صورتی كه نازل بتواند در هر موقعیت لازم نسبت به محورهای x و y با تلرانس 01/0 اینچ قرار گیرد، بنابراین شما میتوانید قطعهای با ضخامت 5/0 اینچ را با تلرانس 002/0 اینچ تولید نمایید. علاوه بر مطالب فوق، تجربه اپراتور نیز حائز اهمیت میباشد. |+|
متالوژی چیست؟ علم شناخت و استخراج فلزات و هنر کار روی آنها را متالوژی میگویند. این علم جداسازی مواد معدنی از سنگ معدن آنها ، ذوب ، تصفیه و تولید شمش ، بهبود خواص و تهیه آلیاژها و فن کاربر روی فلزات و شکل دادن آنها را دربر میگیرد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||